موج الزهرا
وبلاگ شخصی خادم الزهرا مجید جهانی 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

چادری هستی

کمی میگذرد

احساس میکنی کمی باید به خودت برسی

کلیپس های گنده میزنی ، روسری های جیغ می پوشی

کمی پیش میروی

چادرت را شل تر میگیری

بعد از آن

دیگر چادری نداری

از مانتو های گشاد شروع میکنی و به مانتوهای تنگ میرسی

کمی باخودت فکر میکنی

"حالا که به این جا رسیدم،بگذار کمی موهایم را بیرون بذارم فقط کمی"

وبالاخره تو هم یکی مثل آنها میشوی

"به سلامتی اون چادریایی که وقتی تو جمع بی حجاب ها هستن چادر رو شل تر نمگیرن

بلکه سفت تر میگیرن


برچسب‌ها: حجاب, داستان حجاب
[ چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 16:2 ] [ سلمان ]

مادر با او تماس گرفت و از او خواست مقداری میوه را پوست بکند و آنهارا آماده روی

میز بگذارد.هیچ وقت دلیل کار های مادرش را نمی فهمید.تاکید مادر برروی پوست کندن

میوه ها بیشتر گیجش کرده بود.

به هر ترفندی بود سعی کرد میوه های پوست گرفته را تا رسیدن مادر تازه نگه دارد اما

وقتی مادر از راه رسید میوه ها شادابی و طراوتشان را از دست داده بودند.هنوز منتظر

بود تا دلیل کار مادر را بداند.مادر هدیه کادو پیچ شده ای را به او داد و گفتː<دلیل کارم

اینجاست.من نمی خواهم تو مثل این میوه ها طراوت و تازگی ات را از دست بدی عزیزم.>

درون بسته هدیه یک چادر مشکی بود.


برچسب‌ها: مادر, چادر مشکی
[ چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 16:0 ] [ سلمان ]
 

استناد اهل سنت در این فقره به ماجرای سقیفه و موضوع انتخاب و شوری باز می گردد.
ماجرای سقیفه و مساله شوری در مورد خلافت:
اگر نگاهی به جو سیاسی حاکم بر سال 10 هجری بیندازیم, می بیینم که مهمترین حادثه در این سال فتح مکه است که پس از آن به علت قدرت رو به افزایش اسلام, اقوام و طوایف بسیاری به اسلام گرویدند اما آنچه جالب است این است که در میان مهاجران, بنی هاشم هم چنان مغضوب همه جناح های قریش بودند.(ابوبکر و عمر از دو تیره قریش بنی تیم و بنی عدی بودند.)


 دلیل این امر علاوه بر سوابق تاریخی پیش از اسلام, آن بود که در طی جنگ های بدر و احد, شمار بسیاری از آنان بدست علی ابن ابی طالب علیه السلام و حمزه به قتل رسیده بودند, و با وجود پیوند های مستحکم قبیله ای و خاندانی که میان آن ها بود می توان پذیرفت که چنین واکنشی در میان افراد وابسته آنان کاملا طبیعی باشد.
یعقوبی می گوید:
عمر گفت: قسم بخدا ای ابن عباس, حقیقتا علی, پسر عموی تو, سزاوار ترین مردم است بخلافت, و لکن قریش نمی توانند او را ببیند( تاریخ یعقوبی, ج 1, ص 47)
ابن ابی الحدید نیز می نویسد:
قریش, علی علیه السلام را قاتل عزیزان خود می دانستند, و این خون ها گر چه برای اسلام ریخته شده بود اما از شمشیر علی علیه السلام چکیده بود. (شرح نهج البلاغه, ج 13, ص 300) 
علی علیه السلام نیز خود چنین فرموده اند: 
قریش هر کینه و عداوتی که با پیغمبر داشتند, در باره من اظهار نموده, و درباره اولاد من نیز اعمال خواهند کرد. مرا با قریش چکار بود, من با آنان به امر خدا و رسول جنگیدم. ( ینابع الموده, ص 111)
حال در چنین فضایی پیامبر به قرب الهی شتافته و رحلت فرمودند. هر چند که او بسان حاکمی با تدبیر و دلسوز جانشین خود را چه خوب معرفی کرد(که بحث آن در فقرات قبل گذشت), اما آن هنگام که پیامبر به رحمت ایزدی پیوستند و هنوز جسد مبارک شان بر زمین بود, چه شد که امتش بجای این که او را با عزت و احترامی که در خور ساحتش باشد و بدون فوت وقت او را به خاک بسپارند, به کاری دیگری مشغول شدند, گویا آن ها مهربانتر از خدا و رسولش هستند و همچون دایه مهربانتر از مادر غصه دار امت و سرنوشت آن بودند. 

در سیره ابن هشام در مورد این واقعه در اواخر کتاب چنین می خوانیم:
« پس از رحلت رسول خدا (ص) مردم چند دسته شدند گروهی از انصار خود را به سعد بن عباده رسانده و در سقیفه بنی ساعده اجتماع کردند, علی ابن ابی طالب علیه السلام و زبیر و طلحه نیز بخانه فاطمه رفتند, ما بقی مهاجرین نیز با اسید بن حضیر و قبیله بنی عبدالاشهل به نزد ابوبکر رفتند, در این حال شخصی به نزد ابو بکر و عمر آمده گفت:
گروه انصار به نزد سعد بن عباده رفته و در سقیفه بنی ساعده اجتماع کرده اند و اگر شما خواهان خلافت هستید پیش از آن که کارشان سر بگیرد(و سعد بن عباده را به ریاست خود انتخاب کنند) خود را به آن ها برسانید.
در آن حال جنازه رسول خدا (ص) هم چنان در اطاق روی زمین بود و خاندانش در را بسته بودند, عمر گوید: من به ابوبکر گفتم: برخیز تا به نزد برادران انصار خود برویم و ببیینیم چه می کنند. 
عبدالرحمن بن عوف گوید: روزی در منی نزد عمر بودم که مردی به نزد او آمد گفت: « فلانی می گوید اگر عمر بن خطاب بمیرد من با فلان شخص بیعت می کنم بیعت با ابی بکر هم بدون فکر و اندیشه بود و انجام شد».
قبل از آن که به ادامه مطلب بپردازیم, آنچه که بسیار برای من جالب است را طرح کنم و آن این است که نمی دانم چرا در روایات بسیاری که در کتب اهل سنت آمده است سخن از فردی مجهول و تحت عنوان « فلان شخص » آمده است. واقعا نمی دانم آیا راویان اسم او را نمی دانستند یا این که ناقلان نامش را از روی مطامع دنیوی در پرده ابهام آورده اند. والله العلم .
نزاع و گفت وگو در سقیفه با این سخن که ابوبکر از همه مسن تر است و از قریش است پایان یافت و او بخلافت برگزیده شد. اما آن ها نه تمام افراد شهر بودند و نه همه مسلمانان؛ بلکه خویشتن را نماینده ان ها کرده بودند. تا این جا در هیچ جا نیامده است که به آیه «وامر هم شوری بینهم» استناد کرده باشد. پس ار خاتمه بیعت در سقیفه, آنان از آن محل خارج شدند.
بنا به روایت براءبن عارب, آن ها در کوچه ها به راه افتاده و به هر کس می رسیدند دست او را گرفته, به دست ابوبکر می مالیدند, چه آن شخص بدین کار تمایلی می داشت یا نه (بیعت زوری)!!
براء می افزاید:
توجه آنان به بیعت با ابوبکر تا اندازه ای بود که بنا بر نقل ابن ابی شیبه در مراسم تدفین رسول الله (ص) حضور نداشتند و تنها بعد از دفن باز گشتند.

پس از دفن پیامبر, افزون بر دو شخصیت بر جسته بنی هاشم یعنی امام علی علیه السلام و عباس, کسان دیگری هم چون زیبر بن عوام, خالد بن سعید, مقداد بن عمرو, سلمان, ابوذر, عمار, براء بن عارب و ابی بن کعب (تاریخ یعقوبی, ج 2, 124) , مخالفت خویش را اعلام کردند. 
به گزارش ابن عبدربه, عمر که قبسی آتش در دست داشت, تهدید به آتش زدن خانه کرده و وقتی فاطمه زهرا(س) پرسید که آیا واقعا قصد چنین کاری دارد؟ او گفت آری, مگر آن که کسانی که در خانه اند, امر را بپذیرند که امت پذیرفته است. (العقد الوید, ج 3, ص 64؛ تاریخ ابی الغداد, ج 1, ص 156) پس از تهدید عمر به آتش زدن خانه بر سر معترضان بود که حضرت فاطمه زهرا (س) از آنان خواست متفرق شوند زیرا عمر چنین کاری را انجام خواهد داد.
در واقع از آن به بعد این سنت آتش زدن برای گرفتن بیعت باب شد. آن ها به مشورت مغیره به سراغ عباس رفتند تا او و خاندانش را در این کار سهیم کنند و با جلب رضایت او به عنوان عموی رسول خدا(ص), تا حدی از دشواری های خود بکاهند اما عباس این دعوت را نپذیرفت. (شرح نهج البلاغه, ابن ابی الحدید, ج 20, ص 147) امیر المومنین علی علیه السلام و فاطمه زهرا سلام الله تلاش زیادی برای باز گرداندن امر خلافت از ابو بکر و بیعت با امام علی علیه السلام کردند اما تلاش آنان ثمری نبخشید.
گزارش این تلاش ها را ابوبکر جوهری و دیگران آورده اند. ( تاریخ یعقوبی, ج 2, ص 126؛ شرح نهج البلاغه, ابن ابی الحدید, ج 2, ص 5-28؛ وقعه صفین, ص 182).
در این نکته هیچ جای تردید نیست که به دلیل حق کشی هایی که در جریان میراث پیامبر (ص), مساله فدک و قضیه امامت انجام شد, فاطمه زهراسلام الله علیها نسبت به ابوبکر و عمر خشمگین شدن و بدون آن که از آن ها راضی شود از دنیا رفت. ( شرح نهج البلاغه, ابن ابی الحدید, ج 6, ص 49-50؛ صحیح بخاری, ج 3, ص 36؛ صحیح مسلم, ج 2, ص 72) 
زهری م گوید:
امام علی علیه السلام حضرت فاطمه زهرا را شبانه دفن کرد و ابوبکررا خبر نکرد. او می افزاید: تا پیش از در گذشت فاطمه زهرا سلام الله علیها, نه تنها علی بلکه هیچ یک از بنی هاشم با ابوبکر بیعت نکرد. گویا اینان این حدیث را از پیامبر (ص) نشنیده اند که: 
«هر کس فاطمه را بیازارد مرا آزرده است و هر کس مرا آزرده سازد, خدارا آزرده است و آن که خدا را آزرده سازد کافر است و جایگاهش دوزخ می باشد».
اما در مورد آیه (و شاورهم فی الامر ) (سوره آل عمران, آیه 159), ما هم با اهل سنت همدل و هم آوازیم که چرا نباید به این آیه که می گوید:«کارهایتان را با مشورت انجام دهید» عمل کرد. و چه خوب گفته شد که چه کاری مهمتر از خلافت.
اما پرسشی که هم چنان نا جواب باقی مانده این است که واقعا چه کسی به این آیه عمل نکرده؟؟؟
با فرض این که این آیه, امر خلافت را نیز در بر می گیرد (که چنین برهانی, به دلایلی چند در کار نیست, که برای آگاهی می توانید به منابعی که در پایان معرفی می شود رجوع کنید). آیا خود اهل سنت این آیه را بدست فراموشی نسپردند, آیا ابوبکر در انتخاب جانشین خود اصلا این آیه را بخاطر داشت, یقینا همه می دانند که ابوبکر در این امر مهم دست به مشورت نزد, آنگاه که وصیت می کرد و گفت: این عهدی است که ابوبکر پسر ابی فحانه با مسلمین می بندد, که در همان حال در اثر بیماری بی هوش شد, و عثمان دنباله آن را چنین نوشت که: 
اما بعد, من عمر را برای شما خلیفه و جانشین خود قرار دادم. و آنگاه ابوبکر بحال آمد, عثمان نوشته را براو قرائت کرد و ابوبکر از خوشحالی تکبیر گفت!!! (یعقوبی, ج 2؛ کامل, ج 2؛ طبری, ج2)

فعلا ما قصد نداریم ابوبکر را به چیزی متهم کنیم و اهل سنت نیز چنین نمی کنند. ولی هم چنان جای این سوال است که مگر ابوبکر سواد خواندن نداشت, مگر قرآن نخوانده بود, مگر این آیه را نشنیده بود؟
پس چرا مشورت را رها کرد و خود به یقین خلیفه پس از خود دست زد؟ شاید او هم خوب می دانست که این آیه شامل امر خلافت نمی شود. اماخلیفه دوم ظاهرا این آیه را شنیده و خوانده بود و لذا با یقین 6 نفر, امر انتخاب خلیفه پس از خود را به آن ها واگذار کرد اما نمی دانم آیا منظور از شوری در این ْیه فقط 6 نفر محقق می شود؟
جالب تر از همه این که شرائط و قانون این شوری نیز به نحوی بود که از پیش معلوم بود چه کسی به عنوان خلیفه سوم انتخاب می شود.( البته ابن عوف که سرپرست شوری شده بود, از طرفی خویشاوند عثمان بود و از طرفی نیز با او عقد اخوت خوانده بود).
از همه این ها که بگذریم, اگر فردی که مسلمان نیست, مطالب مذکور را از کتب تاریخی و روایی شیعه و سنی بخواند چه خواهد اندیشید, آیا چنین نمی اندیشد که خلفای پس از پیامبر واقعا حاکمان با تدبیر و دور اندیشی بودند که برای حفظ نظام و آرامش جامعه خلیفه پس از خود را تعیین کردند, همان کاری که هر حاکمی انجام می دهد.
اما پیامبری که پیروانش او را پیامبر رحمت و خاتم النبیین و انسانی کامل می دانند چرا چنین نکرد؟؟؟ (البته به نظر اهل سنت ).
چرا امتش را بی سر پرست رها کرد تا دردامان اختلاف و واپس گرایی و نزاع بر سر دنیا بیفتند و همچون یهود و نصاری به فرقه و شعبه های مختلف گرفتار آیند. (صحیح بخاری, ج 9, ص 58, 59, 192, ج 4, ص 118)

آیا چنین نیست که وقتی عمردر بستر مرگ بود پسر وی عبدالله خطاب به او چنین گفت که:
« مردم ادعا می کنندکه تو جانشینی برای خود قرار نداده ای و همانا اگر شتربان یا چوپانی داشتی که می خواست گله را رها کند, می دانستی که گله بی سرپرست نمی تواند بماند, پس مراعات وضع مردم کردن از اهمیت بیشتری برخورداراست». (صحیح مسلم, ج 3) 

اما آیا پیامبر واقعا امت خود را بی سرپرست رها کرد کاری که ابوبکر وعمر از فرط دلسوزی نکردند,آیا واقعا چنین است. ظاهرا اهل سنت بر این باورند(شاید اگر می توانستند می گفتند: جبرئیل نیز برایتان نازل می شود).


برچسب‌ها: شنی, شیعه
[ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 17:46 ] [ سلمان ]
شيعيان با حضور در حرم نبوي به زيارت اين خانه مي‌روند تا در جوار بيت ام ابيها دعا و نماز خوانده و با درس هاي تاريخ صدر اسلام بيشتر آشنا شوند. 
 
گرچه خانه حضرت زهرا(سلام‌الله عليها) را در مدينه منوره قفل زده‌اند اما همان «قفل» در بسته هم اين رازها را در دل خود نگهداشته است و با خواندن شعري كه بر روي آن قفل نوشته‌اند، مي‌توان گوشه‌اي از اين رازها را دريافت. 
 
به تازگي يكي از مديران كاروان‌هاي زائران ايراني به نام آقاي «محسن شهرابي» موفق شده بود كه از پشت قفل در خانه حضرت زهرا(س) تصوير بردارد كه اين تصوير رازها پشت قفل در را نيز بازگو مي‌كند. 

در پشت اين قفل اين مصرع «حاشاه أن يحرم الراجي مكارمه ... أو يرجع الجار منه غير محترم» حك شده است كه ترجمه آن مي‌شود «از او(پيامبراكرم) به دور است كه محروم كند كسي را كه به كرامات و بزرگواري‌هاي او اميد بسته است.» 
 
اين نوشته و تصوير بسياري را به تعجب واداشته است حتي در كتاب‌هاي تاريخي مطلبي در اين خصوص به ميان نيامده است و تنها در كتاب رسول جعفريان نوشته شده بود كه روي و پشت قفل در نوشته شده است «هو الحبيب الذي ترجي شفاعته لكل هولٍ من الأهوال مقتحم» «او (پيامبر اكرم)حبيب خدا است كه شفاعت او مورد اميد است براي هر هول و وحشتي كه انسان به سختي در آن واقع شود.» اما اكنون مشخص شد كه مطلب پشت اين قفل با روي آن متفاوت است. 
 
اين تصوير كه به تازگي به ثبت رسيده است براي نخستين بار از سوي پايگاه اطلاع رساني حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبري منتشر مي‌شود تا در دهه فاطمه و ايام شهادت حضرت زهراي اطهر گوشه‌اي از رازهاي نهفته در خانه آن حضرت را بيشتر بدانيم.






 


برچسب‌ها: قفل, خانه, حضرت, زهرا
[ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 17:35 ] [ سلمان ]

سلام و عرض ادب

هر روز اخبار عجیبی از دولت گذشته به گوش میرسه خبرهایی که پایه و اساس جز دروغ نیست بعضی از عزیزان برای اینکه بتونن کارهای اشتباهشون رو پنهان کنن مردم رو یاد دولت خدمتگزار محمود احمدی نژاد می اندازتد راستی آقای روحانی چی جوری تو دوسال اینجوری تونستی جامعه رو به جایی برسونی که تمامی مردم برای پدر محمود احمدی نژاد فاتحه بخونن

حالا یه خبر جالب به همه دوستان بدم به زودی اتفاقای خوب میوفته

 


برچسب‌ها: احمدی نژاد, رئیس جمهور, ایران
[ یکشنبه هفتم دی ۱۳۹۳ ] [ 12:43 ] [ سلمان ]

کارنامه‌ام

پر از تقلب و گناه

خط خطی سیاه

هیچ وقت درسخوان نبوده‌ام ولی

در شب تولدت

مثل کاج

توی طاق نصرت محله کار کرده‌ام

شاخه‌های خشک داربست را

بهار کرده‌ام

*

راستی دو روز قبل

سرزده به خانه‌ی دل امید - همکلاسی‌ام - سر زدی

ولی چرا

به خانه‌ی حقیر قلب من نیامدی؟

رد شدم، قبول

ولی به من بگو

کی به من اجازه‌ی عبور می‌دهی؟

راستی اگر ببینمت

به من هر چه خواستم می‌دهی؟

کارنامه‌ی مرا

دست راستم می‌دهی؟

نا امید نیستم ولی به خاطر خدا

از کنار نمره‌های زیر ده عبور کن!

ای عصاره گل محمدی!

فصل امتحان سخت ما ظهور کن !


برچسب‌ها: امتحان, امام زمان
[ شنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 13:59 ] [ سلمان ]


 

با سلام خدمت تمامی عزیزان

لعنت بر آنکه پایه گذار سقیفه شد         لعنت به هرکسی که به ناحق خلیفه شد

ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم            ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم


برچسب‌ها: مجید, حضرت زهرا, مداح اهل بیت مجید جهانی
[ پنجشنبه یکم خرداد ۱۳۹۳ ] [ 12:51 ] [ سلمان ]

مامور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تکزاس امریکا می رود و به صاحب سالخورده ی آن می گوید:

 

باید دامداری ات را برای جلوگیری از کشت مواد مخدربازدید کنم." دامدار، با اشاره به بخشی از مرتع ، می گوید:


"باشه، ولی اونجا نرو.". مامور فریاد می زنه:"آقا! من از طرف دولت فدرال اختیار دارم." بعد هم دستش را می برد و از جیب پشتش نشان خود را بیرون می کشد و با افتخار نشان دامدار می دهد و اضافه می کند:


"اینو می بینی؟ این نشان به این معناست که من اجازه دارم هرجا دلم می خواد برم..در هر منطقه یی...


بدون پرسش و پاسخ. حالی ات شد؟ میفهمی؟"

 

 

دامدار محترمانه سری تکان می دهد، پوزش می خواهد و دنبال کارش می رود

 

کمی بعد، دامدار پیر فریادهای بلند می شنود و می بیند که ماموراز ترس گاو بزرگ وحشی که هرلحظه به او نزدیک تر می شود، دوان دوان فرار می کند.

 

به نظر می رسد که مامور راه فراری ندارد و قبل از این که به منطقه ی امن برسد، گرفتار شاخ گاو خواهد شد. دامدار لوازمش را پرت میکند، باسرعت خود را به نرده ها می رساند واز ته دل فریاد می کشد:" نشان. نشانت را نشانش بده !"


برچسب‌ها: داستان زیبا
[ سه شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 16:55 ] [ سلمان ]

ما همکلام منکر حیدر نمی شویم


وقتی شنیدم باور نکردم تا اینکه تصاویررو کامل دیدم نمیدونم چی بگم فقط میگم ما شیعیان تا آخرین قطره خونمون از شما بانوی ایران زمین که مایه افتخار ایران و ایرانی هستید حمایت میکنیم یا علی مددی

چشم دشمنان کور به خصوص شاهین نجفی



برچسب‌ها: الهام چرخنده, مجید جهانی
[ چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 18:8 ] [ سلمان ]
یا سلام به مناسبت ایام شهادت امام هادی گفتم این شعر زیبارو براتون بزارم

انشاالله به زودی موجود خبیس(ش.ن) از روی زمین محو بشه و جهان تشیع به آرامش برسه

قي نامي که فخر آسمان است

تلفظ کردنش خط دهان است

ز القاب امام هادي ماست

امامي که عزيز شيعيان است

امام ماه روي باوقاري

که جد حضرت صاحب زمان است

زلال چشمه هاي او پاک تر از

همان نهري که در جنت روان است

نقي چون مظهر پاکي ست نامش

براي قرن آسوده گران است

به نام مادر آيينه سوگند

همان که صبح چشمش جاودان است

نخواهد از نفس افتاد اين عشق

که از هادي به قلب عاشقان است

به کوري دو چشم آن حقيري

که از فرط حقارت بد دهان است

به هر ديوار اين دنيا نوشتيم

نقي زيباترين نام جهان است


برچسب‌ها: امام هادی, مجید جهانی, شاهین لعین
[ سه شنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 14:23 ] [ سلمان ]

قسمت اول!


                    موضوع انشاء: در اینده میخواهید چکاره شوید؟

به نام خدای "درآورنده پدر همه آدمای دنیا غیر از وهابی های عربستان!"

مفتی گری یکی از شغل های خیلی پر درآمد و مفید برای جامعه است. جامعه خیلی به مفتی نیاز دارد تا بتواند نیاز های شاهزاده های چاق عربی را با فتواهای خیلی باحال براورده نماید!

پدر من یک مفتی است. من به پدرم خیلی افتخار می کنم. من نیز در آینده می خواهم مثل پدرم یک مفتی وهابی شوم. زیرا مفتیگری خیلی حال می دهد! زیرا که پدرم خیلی حال می کند! البته پدرم به من می گوید مفتی شدن هم همینجوری مفتی مفتی نیست! باید کلی زحمت کشید تا مفتی شد! وگرنه اگر که قرار بود که هر کسی مفتی مفتی، مفتی شود که این مفتیگری مفت نمی ارزید!


برچسب‌ها: وهابی, مجید جهانی, موج الزهرا
[ چهارشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 14:13 ] [ سلمان ]
با سلام

شرمندم که انقدر صریح صحبت میکنم

از خدمت جناب آقای روحانی رئیس جمهور چند سوال داشتم لطفا یکی جوابمو بده

1-آقای روحانی چرا برای تهیه گزارش خبری باید کل بچه های صدا و سیما قرنطینه بشن (یعنی سوال و جواب بهشون داده بشه برن تمرین کنن سوتی ندن)

2-آقای روحانی چرا تو قضیه هسته ای انقدر کوتاه اومدین؟(روتون نمیشه بگین سایتای هسته ای رو تعطیل کردین)؟

3-آقای روحانی شما که میگویید همه به راحتی انتقاد کنند چرا تو اینترنت هرچی سرچ میکنیم صفحات مربوط به انتقادات بسته شده بعد دنبال راه اندازی فیس بوک هستی

4-آقای روحانی فرهنگ سازی چیشد نکنه منظورتون از فرهنگ اینه که اهل سنت ریش سفیدی کنن تا 70 میلیون شیعه زندگی کنن

5- آقای روحانی در زمان حضرت یوسف(ع) که مربوط به هزاران سال قبل میشه مردم رو تو صف میکردن تا سبد کالای گندم بدن اونم به صورت خود کفا شما مارو بردی به اون روزا اما یه 100 سالی عقب ترش چون برنج شما هندی بود یعنی خود کفا نیودین

5-آقای روحانی قربون قدم خوبت برم چرا دیگه قدمات عمل نمیکنه

6- آقای روحانی چرا پول نفت مردم  بدون هیچ دلیلی و فقط به خاطر چند کلمه حرف باید بره تو جیب دولت

7-از همه مهم تر آقای روحانی بادمه محمود احمدی نژاد تو همه تجمع های دینی حضور پیدا میکرد تا مردم به راحتی با ایشون در ارتباط باشن شما چرا تو ضحنه نیستی

8- ما نمی خواهیم با وهابی ها و سلفی ها رابطه داشته باشیم نمیخواهیم با عربستان که تو تاریخ همیشه تشنه خون تشیع و نژاد پاک آریایی بوده ارتباط داشته باشیم باید کیو ببینیم

منو ببخشید اما واقعا از شما و تصمیم های شما ناراحتم و دارم از طرف جمعی از جوانان با شما حرف میزنم  امید وارم مهدی زهرا به داد امت شیعه برسه شما که به فکر نیستی برای شما خاتمی ها و رفسنجانی ها از هر کسی عزیز ترن و شما همانند عروسک خیمه شب بازی به دست این آقایان هستید من بلد نیستم بگم کسی میمونه یا دلیل وبا جوراب نشسته اونه تخریب بلد نیستم اما یلدم سوال کنم هرچند شما جواب مارو نمیدی و طبق معمول میگی بیسوادیم

جناب آقای روحانی ما جوانها برای شما آرزوی موفقیت داریم اما با این همه دور زدن مردم بعید میدونم

 میدونید چرا میگم دور زدن واسه این که توی روزنامه عکس هیئت امنائ دانشگاه آزاد رو دیدم حرفمو کوتاه میکنم شما از جنس مردم نیستید لااقل به فکر مردم باشید



برچسب‌ها: سوال از روحانی, انتقاد جوانها از روحانی
[ سه شنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 15:6 ] [ سلمان ]
با سلام و عرض تسلیت خدمت خانواده حاج محسن عزیز و برادر گرامیشان حجت الاسلام والمسلمین حاج محمد فیضی. شبهای به یاد ماندنی ولادت امام حسن و حسینه انصار الحسن اون دقایقی که حاجی میدون رو به جوونا میدادو بهمون اجازه عرض ادب میداد یادش بخیر اون روزایی که باحاجی کلاس داشتیم یادم میاد خیلی از عزیزانی که امروز به جایی رسیدن زیر پرچم حاجی رشد کردن . خیلی دوست داشتم آقا رضای هلالی ،جواد مقدم ،نریمان پناهی رو تو مراسم تشییع جنازش میدیدم اما انگار سر دوستان خیلی شلوغ بود حاج محسن سلام من رو به آقا برسون و به امید اون روزی نشستم که دوباره کنارت روضه مادر بخونم اینبار برای آقای غریبمان امام زمان مهدی فاطمه دور از حاشیه دور از حرف و حدیث. قرار منو تو میان جنت الحسین(ع) دنیا برای سینه زدن جایمان کم است
برچسب‌ها: حاج محسن فیضی, مجید جهانی
[ جمعه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۳ ] [ 0:28 ] [ سلمان ]

حضرت فاطمه زهرا(س) می فرماید: در حالی که بستر خود را پهن کرده بودم، رسول خدا(ص) بر من وارد شد و فرمود: ای فاطمه، سر به بستر خواب مگذار مگر این که چهار عمل را انجام دهی: قرآن را ختم کن، پیامبران را شفیع خود قرار بده، اهل ایمان را از خویش راضی گردان و یک حج و عمره انجام بده.

پدرم این چهار دستور را داد و مشغول نماز شد. من هم در حالی که انجام این چهار کار را مشکل می دیدم، به فکر فرو رفتم و صبر کردم که نماز پدرم تمام شود و برای انجام آن اعمال راهنمایی بگیرم. وقتی نماز حضرتش به پایان رسید، عرض کردم: ای رسول خد، چهار دستور به من دادی که برای انجام آن در این وقت کم توانایی ندارم. آن حضرت لبخندی زد و بعد فرمود:

اگر (قل هو الله احد) را سه مرتبه بخوانی، مثل این است که یک ختم قرآن انجام داده ای;

و اگر بر من و پیامبران قبل از من صلوات بفرستی، همه ما روز قیامت شفیعان تو هستیم;

و اگر برای اهل ایمان از خداوند آمرزش بخواهی، همه آنان از تو رضایت مند خواهند شد;

و اگر بگویی: (سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر) مانند این است که حج و عمره انجام داده ای.

[ چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 11:46 ] [ سلمان ]



یا سلام برای رفاه شما عزیزان گروه هنری اسپندرو بهتون معرفی میکنم

فعالیت های گروه هنری اسپندعبارتند ار : طراحی/عکاسی/چاپ/ فیلم کوتاه که به صورت تخصصی توسط کادری مجرب انجام میپذیرد .یکی از فعالیت های فوق العاده و نوین مجموعه راه اندازی آتلیه سیار میباشد .برای اطلاعات بیشتر باشماره در نظر دهید پیام بگذارید


برچسب‌ها: اسپند, گروه هنری اسپند, مجید جهانی
[ چهارشنبه دوم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 11:27 ] [ سلمان ]


برچسب‌ها: مدافع حرم, حضرت زینب
[ پنجشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۲ ] [ 10:9 ] [ سلمان ]

با سلام خدمت دوستان عزیز به زودی طوفان موج الزهرا آغاز خواهد شد


یا علی مددی


برچسب‌ها: طوفان موج الزهرا, مجید جهانی, ایران آباد
[ شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:11 ] [ سلمان ]
 
دخترم با تو سخن می گویم ‏ 
زندگی درنگهم گلزاریست ‏ 
و تو با قامت چون نیلوفر،شاخه ی پر گل این گلزاری ‏ 
من به چشمان تو یک خرمن گل می بینم ‏ 
گل عفت ، گل صدرنگ امید ‏ 

 

 

گل فردای بزرگ 
گل فردای سپید 
چشم تو اینه ی روشن فردای من است ‏ 
گل چو پژمرده شود جای ندارد در باغ ‏ 
کس نگیرد زگل مرده سراغ 
دخترم با تو سخن می گویم ‏ 
دیده بگشای و در اندیشه گل چینان باش 
همه گل چین گل امروزند ‏ 
همه هستی سوزند ‏ 
کس به فردای گل باغ نمی اندیشد ‏ 
انکه گرد همه گل ها به هوس می چرخد ‏ 
بلبل عاشق نیست ‏ 
بلکه گلچین سیه کرداریست ‏ 
که سراسیمه دود در پی گل های لطیف ‏ 
تا یکی لحظه به چنگ ارد و ریزد بر خا ک 
دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک ‏ 
تو گل شادای ‏ 
به ره باد مرو ‏ 
غافل از باد مشو 
ای گل صد پر من ‏ 
همه گوهر شکنند ‏ 
دیو کی ارزش گوهر داند ‏ 
دخترم گوهر من ، گوهرم دختر من 
تو که تک گوهر دنیای منی ‏ 
دل به لبخند حرامی مسپار دزد را دوست مخوان ‏ 
چشم امید به ابلیس مدار ‏ 
ای گوهر تابنده بی مانند ‏ 
خویش را خار مبین ‏ 
اری ای دخترکم ‏ 
ای سراپا الماس از حرامی بهراس ‏ 
قیمت خود مشکن ‏ 
قدر خود را بشناس ‏ 
قدر خود را بشناس      
 

برچسب‌ها: دختر و آزادی, دختر ایرانی, دختر زیبا رو, ایران آباد, مجید جهانی
[ یکشنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 15:36 ] [ سلمان ]

گنجشکی باعجله و تمام توان به آتش نزديک ميشد و برميگشت!

پرسيدند:چه ميکنی؟گفت:در اين نزديکی چشمه آبی هست

ومن نوک خود را پر از آب ميکنم وآن را روی آتش ميريزم.گفتند:

حجم آتش در مقايسه با آبی که تو مياوری بسيار زياد است

و اين آب فايده ای ندارد.گفت:

شايد نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند ميپرسد :

زماني که دوستت در آتش ميسوخت تو چه کردی؟

پاسخ ميدهم :

هر آنچه از من بر مي آمد ...انجام دادم ...



برچسب‌ها: گنجشک با مرام, رفیق خوب, رفاقت, دوستی, دوست خوب
[ شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۲ ] [ 15:41 ] [ سلمان ]

بعضی ها فکر می کنن ، اسلام و حجاب با زور و شمشیر به ما ها تحمیل شده و ما فرهنگ .و اصالت خودمون رو فراموش کریدم.دوستان عزیز اگه همچین عقیده ای رو دارید  حتما این متن رو بخونید از کتاب گلبرگ عفاف هست و منبع معتبری داره اگه خواستید منبع دقیق تر هر کدوم از  متن ها رو بدونید تو نظرها بگید:

پیشینه حجاب در ایران قبل  اسلام و بعد از طلوع خورشید اسلام سیر جالبی رو پشت سر گذاشته.

 پیش از اسلام (پیش از آریایی ها)جیمز لیور می نویسد:"در نقش برجسته هایی که در نینوا  یافت شده به ندرت  چهره ی زن در آن دیده می شود در حالی که لباس مرد ها فراوان به چشم می خورد.به موجب قانونی که ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد وضع شده بود  زنان شوهر دار در انظار عمومی نقاب(روبنده) به چهره داشتند.

ویل دورانت می گوید:تجلیات پوشش در میان زنان  ایرانی چنان چشم گیر است  که برخی تمدن نگاران و اندیشمندان ،ایران را منبع اصلی ترویج حجاب دانسته اند.

 دوران هخامنشی:در زمان داریوش ،زنان طبقات بالای اجتماع ،جز در تخت روان و روپوش ازدار خانه بیرون نمی آمدند.(این نکته رو بگم که این مسئله ارزش و احترام خانم ها رو نشون می ده)

استرابون مینویسد:ایرانیان اگر بخشی از بدنشان برهنه باشد  آن را بی شرمی می دانند  و همیشه بلند(تا ساق ) می پوشند.

دوران اشکانیان:زنان اشکانی علاوه بر استفاده از شلوار های چین دار و پیراهن های دارپه دار و بلد در پوشش سر و استفاده از چادر  بسیار پیشرفته تر از زنان هخامنشی بودند.

دوران ساسانیان:چادر برای زنان ساسانی از عناصر مهم پوشش تن و سر بوده است.شنل نیز یکی از عناصر مهم پوشاک زنان ساسانی از نظر اجتماعی بوده که شبیه چادر است  و ما آن را بر دوش آناهیتا (الهه ایرانی) به عنوان یک مقام بالا در طاق بستان مشاهده کرده ایم.


و امروز وقتی میان خیابان های تهران قدم میزنی خود فروشی جسمی به حدی رسیده است که پسر ها و دخترها خود را رایگان معامله می کنند
یعنی امکان دارد این حرفها به کسی بر بخورد؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!


برچسب‌ها: بی حجابی, بد حجابی, عصمت, عفت, موج الزهرا
[ سه شنبه یازدهم تیر ۱۳۹۲ ] [ 10:47 ] [ سلمان ]

خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند............

خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم..........

خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند. اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم...........

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم...........

خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم...........

خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن!..........
خدا را شكر كه سر وصداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.........

خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.........

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام........

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم. اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.......

خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم......

خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر


برچسب‌ها: خدا زل
[ چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ ] [ 17:35 ] [ سلمان ]


ضمن عرض ادب و احترام خدمت تمامی دوستان و تبریک به مناسبت اعیاد شعبانیه و حماسه سیاسی واقتصادی خدمت تمامی دوستان عزیز در سراسر میهن اسلامی اعلام میدارم

اینجانب مجید جهانی برون تا پای جان از انقلاب اسلامی حمایت کرده و خود را سرباز همیشگی ولایت فقیه میدانم
فعالیت های این بنده حقیر در امور فرهنگی پایگاه حضرت امیر المومنین ، حوزه 201 و ناحیه حضرت ولی عصر در طول سالهای 1386 تا 1391فقط و فقط به منظور اشاعه فرهنگ ناب انقلاب اسلامی و مذهب تشیع بوده و این خادمی را مدالی پر افتخار در تمامی لحظات عمرم میدانم

امروز در تاریخ 29/3/1392اعلام میدارم همچنان با تمام وجودم دست مقام معظم رهبری ، ولی امر مسلمین جهان  حضرت آیت الله خامنه ای را می بوسم و میگویم تا آخرین قطره خونم برای این نظام پاک اسلامی آماده خدمت گزاری هستم
و اما امروز
در پی حواشی اتفاق افتاده  احساس کردم برای شفاف سازی و اعلام برائت از مشرکین تجدید بیعتی دوباره با آرمانهای انقلاب اسلامی  و مقام معظم رهبری داشته باشم
امروز اینجانب به عنوان
خادم فرهنگی مسجد امام علی بن ابیطالب در حال خدمت گزاری هستم  از تمامی دوستان دلسوز جمهوری اسلامی دعوت میکنم تا نظرات خود را برای رشد فرهنگ این مرزو بوم در بخش نظرات بفرمایند
برای سهولت در امر ارتباط با تمامی دوستان عاشق ولایت آدرس محل کار را به اطلاع دوستان میرسانم
بزرگراه آیت الله کاشانی ، روبروی شهرداری منطقه 5 مسجد امام علی بن ابیطالب
منتظر حضور شما دوستان و عاشقان راه ولایت هستم

باشد تا سربازان خوبی برای گل پسر فاطمه حضرت مهدی (عج) باشیم

                   مجید جهانی
                    29/3/1392



برچسب‌ها: مجید, آقا, بیعت, سالار, سرور
[ شنبه یکم تیر ۱۳۹۲ ] [ 18:54 ] [ سلمان ]
[ شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 17:28 ] [ سلمان ]
فسادهای فیس بوک

اگرچه رفع برخی ناهنجاری های اجتماعی در سطح جامعه ، به ظاهر دغدغه بخشی از مسئولین ذی ربط است و در سالهای اخیر برخی ارگانها از جمله نیروی انتظامی طرح هایی مانند طرح های ضربتی جمع آوری اراذل و اوباش یا گشت ارشاد و مبارزه با بدپوششی و یا جمع آوری بشقاب های ماهواره را در برخی از شهرها و مناطق تهران بزرگ اجرا کرده اند ، گویا گسترش فساد در فضایی که طبق آمار منتشره حدود سی میلیون نفر از افراد جامعه به آن دسترسی مستقیم دارند از نظرها پنهان مانده است و متاسفانه در سایه این غفلت ، فجایعی هولناک با ابعاد بسیار گسترده و پیچیده در حال اتفاق است. فجایعی که در ذات شبکه های اجتماعی و وب۲ نهفته هستند.
بر اساس این گزارش در ماه های اخیر تعداد زیادی صفحات غیراخلاقی توسط کاربران ایرانی فیس بوک ایجاد شده است که به انتشار تصاویر مستهجن و غیراخلاقی از زنان و دختران ایرانی مبادرت می ورزند و نشر این تصاویر بعضا بدون اطلاع و رضایت صاحبان آنها ، در محیط مجازی صورت می پذیرد.





فسادهایی که در فیس بوک اتفاق می افتد+عکس


این صفحات که با اقبال گسترده برخی کاربران ایرانی روبرو شده اند علاوه بر انتشار تصاویر و مطالب مستهجن ، به پاتوقی برای برقراری ارتباط های خطرناک و غیر اخلاقی بدل شده و زمینه را برای برقراری ارتباط آسان غیراخلاقی میان کاربران فراهم آورده است. کاربران زیادی با قرار دادن شماره تلفن شخصی و درج درخواستهای غیراخلاقی خود پیشنهاد های شرم آوری را از طریق این صفحات منتشر می کنند. عده ای نیز با انتشار مشخصات خود (!!!) اقدام به خودفروشی در مقابل دریافت وجه می کنند.
لازم به ذکر است که کلیه این صفحات پابلیک (عمومی) بوده و دسترسی به آنها برای میلیونها ایرانی خصوصا نوجوانان بسیاری که در فیس بوک حضور دارند امکان پذیر است.


فسادهایی که در فیس بوک اتفاق می افتد+عکس
فسادهایی که در فیس بوک اتفاق می افتد+عکس

همه این فجایع در برابر دیدگان میلیونها کاربر ایرانی رخ می دهد درحالی که فیس بوک (که توسط زاکربرگ یهودی تاسیس و مدیریت می شود) ، با بسیاری از صفحات غیراخلاقی ایجاد شده ، به ظاهر برخورد کرده و صفحاتی را که معمولا دارای محتوای غیراخلاقی و البته دارای تعداد پسند (لایک) کمی است را مسدود می کند. اما دستگاه های مسئول در ایران، تاکنون هیچ اقدام موثری برای جلوگیری از این ناهنجاری های علنی و خجالت آور بعمل نیاورده اند.

(نویسنده به دلیل قرار دادن این تصاویر و نشان دادن گوشه ای از لاابالی گری های افسار گسیخته در فضای مجازی، از خوانندگان عذرخواهی می کند.)


فسادهایی که در فیس بوک اتفاق می افتد+عکس
__________________
این روزها دل گرمی میخوام
وگرنه، چیزی که زیاده، سرگرمی...

خدامو شکر میکنم که درگیر بیماری اینچنینی نیستم


برچسب‌ها: فیس بوک, فساد اخلاقی
[ چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 16:9 ] [ سلمان ]
این شعر رو تقدیم میکنم به تمام زخم خوردگان غم امام هادی(ع)

بود من را دراینجا چند کلامی         به مرد غیرت وشیعه سلامی

وبغضم را به دندان مــیفشـــارم        ولــعـــنت میفرستم برحـــرامی

کنون حرفم به کل این جهان است      به هرمردوزن وپیروجوان است

واما کـــل حرفــانم دراینجا              به آن نطفه حرام بد زبان است

 


بدان که شیعیانش باوقارند              به پای نام آـــقا ســـر سپارند

که گفته زاده گاهت این دیاراست      همه گیلانــیان غـیرتــمدارند

در این خطه همه خادم براویند      فقط نامش برند،تادروضویند!...

بقای عمرو هستی راهمیشه        به ذکر نام زیبایش بـجویـــند

در این وادی به میرزایش بنازند   همه گیلانیانش سرفرازند

چه بهجتها دراینجا پروریده       که دائم در سجودندو نمازند

تو یک مطرب وَابلیسان پرستی    تو دائم درشراب وخمرومستی

تو همخوانی نداری با دیارم         تو دست هرچه کافر راببستی

خودت گوشهرتت راگو که هستی   برون از آدمیـت پست پستی

بگیرد آتش ای ملعون زبانت        تو قلب مهدی مارا شکستی

به اسم اعظمش  که خود وکیل است   واو برشیعیان خود کفیل است

به نام نامی اش شکی ندارم      یقین در نطفه ات شیطان دخیل است

برای ســامرایــــش بی قرارم          نــقــــی بـــوده همـــه دارو ندارم

نجفی نیست،شهرت برتو ملعون       تو شاهین دوزخی نامت گذارم

به برق چشم شهلای ابالفضل        به عــــزو جـــای والای ابالفضل

سرت را از تنت ببریده شیعه        بـــیـــندازد جــلو پــای ابالفضل

نقی نامش بود پاک ومطهر       که قلب عالمی کرده منور

همینکه نام زیبایش بگویم       زمین وآسمان گردد معطر

به قربان مرام وخلق وخویش     شدم آواره وحیران به کویش

اگر یابنده ای بهر سعادت        نقی را در عبادتها بجویش





بسم رب الهادی المهدی

چه کسی گفته صاحبم خواب است ؟

چه کسی گفته است شاهینی؟

تو همان زاغ زشت بی دینی

زاغکی در لباس انسان ها

دلقکی در میان رپ خوان ها

نظر حق شده به تو چپ چپ

آبروی تو رفت با این رپ

کافی است این همه کلام گزاف

دهنت را ببند و شعر نباف

این که توهین نمودی اش ای پست

دهمین حجت خداوند است

دهمین نورعالمین است او

پسر شاه کاظمین است او

امپراتور ملک دلها اوست

ما همه نوکریم… آقا اوست

جلوه اش جلوه ی رسول خداست

پرچمش نیز تا ابد بالاست…

مقتدای همه ست این آقا

پسر فاطمه است این آقا

إهدنای نماز های من است

انتهای فرازهای من است

نوه اش منجی جهان مهدی است

حضرت صاحب الزمان مهدی است

صبح خورشید و شام مهتاب است

چه کسی گفته صاحبم خواب است؟

کور دل این تویی که در خوابی

روی از این شام برنمی تابی

حکم تو تا همیشه خاموشی است

خوابت از نوع خواب خرگوشی است

گنبد پاک هشتمین خورشید

این چنین نیست ای خبیث پلید

نیست این عکس در تصور من

گنبدش را ندیده ای حتما !!

گنبد شاه من ز جنس طلاست

شرف الشمس عالم بالاست.

الغرض، بغض من کماکان هست

در دلم کینه‌ی فراوان هست…

عشق ما ریشه‌دار و بنیادی است

تا قیامت امام مان هادی است.


دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد



در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد



چشمم به ضریح شه والا گوهر افتاد



این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد



با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
به امید روز ظهور امام زمان  آن روزی که لاشه شاهین کثیف را در منجلاب کثافت دفن کنیم شاهین با هند جگر خوار و قوم سقیفه مهشور باش


برچسب‌ها: شعر امام هادی, شاهین نجفی حرام زاده, گربه ای با صدای سگ
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 11:30 ] [ سلمان ]

عجب صبری خدا دارد...

ازش پرسید واقعا کی رسیدی انقدر آرایش کنی؟کلاس صبح به این زودیه!
 
 راه توام که خیلی دوره! کی بیدار می شی؟ کی آرایش می کنی؟ کی راه میوفتی؟؟

گفت روزایی که صبح زود کلاس داریم، 4 صبح بیدار می شم!!


رفت توی فکر...

اگر خدا بگه 4 صبح نماز شب...همه خوابن...

اما اگر شیطان بگه 4 صبح آرایش...


عجب صبری خدا دارد...


برچسب‌ها: عفت, طهارت, نجابت
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 11:28 ] [ سلمان ]

آی زمانه...

آی زمانه با توام!

با تو که با هویت من می جنگی...

فکر کرده ای می گذارم مرا هم با خود ببری؟

آی زمانه...

لباس من عقیده و ایمان من است...

اصالت و عشق من است...

پس بگرد تا بگردیم...

زمانه...زنان جامعه من عفیف تر از آنند که سلاح خود را زمین بگذارند...

زمانه...بگذار صریح بگویم که چادر من کفن من است...


برچسب‌ها: حجاب, عفاف, اصالت
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ 11:26 ] [ سلمان ]
خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟خوشگل
خانوم خوشــــــگله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟
خوشــــگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟
اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و
به محـــل زندگیش بازگردد.
روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت...
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند...
دردش گفتنی نبود....!!!!
رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح
نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن...
چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...
خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!
دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را
به خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد...
امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!
احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب
شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
یک لحظه به خود آمد...

دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته...!


برچسب‌ها: خانوم خشگله, حجاب, عفت, زن زندگی
[ چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 11:57 ] [ سلمان ]

 

زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت

توحید انعکاس نمایان تری نداشت

 

جز در مقام عالی زهرا فنا شدن

مُلک وجود فلسفه‌ی دیگری نداشت

 

زهرا اگر در اول خلقت ظهور داشت

شاید خدا نیاز به پیغمبری نداشت

 

فرموده‌اند در برکات وجود او

زهرا اگر نبود علی همسری نداشت

 

محشر بذون مهریه‌ی همسر علی

سوگند می خوریم شفاعت گری نداشت

 

حتی بهشت با همه‌ی نهرهای خود

چنگی به دل نمی زند اگر کوثری نداشت

 

دیروز اگر به فاطمه سیلی نمی زدند

دنیا ادامه داشت ، دیگر محشری نداشت


برچسب‌ها: مجید جهانی, موج الزهرا
[ دوشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۲ ] [ 19:27 ] [ سلمان ]

با سلام خدمت دوستان عزیز این آخر سالی تصمیم گرفتیم یه آلبوم تصویری از خادم الزهرا مجید جهانی بزاریم براتون شاید جالب باشه براتون


برچسب‌ها: عکس از مجید جهانی, عکس موج الزهرا, آلبوم تصویری, دوستداران خادم الزهرا, حامیان خادم الزهرا
ادامه مطلب
[ پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۱ ] [ 10:26 ] [ سلمان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام هدف از راه اندازی این وبلاگ در اختیار گذاشتن مطالب ونکته های مهم و ارتباط مستقیم با این بنده حقیر می باشد لطفا از پروفایل دیدن به عمل آورید
امکانات وب