X
تبلیغات
موج الزهرا

موج الزهرا
وبلاگ شخصی خادم الزهرا مجید جهانی 
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

حضرت فاطمه زهرا(س) می فرماید: در حالی که بستر خود را پهن کرده بودم، رسول خدا(ص) بر من وارد شد و فرمود: ای فاطمه، سر به بستر خواب مگذار مگر این که چهار عمل را انجام دهی: قرآن را ختم کن، پیامبران را شفیع خود قرار بده، اهل ایمان را از خویش راضی گردان و یک حج و عمره انجام بده.

پدرم این چهار دستور را داد و مشغول نماز شد. من هم در حالی که انجام این چهار کار را مشکل می دیدم، به فکر فرو رفتم و صبر کردم که نماز پدرم تمام شود و برای انجام آن اعمال راهنمایی بگیرم. وقتی نماز حضرتش به پایان رسید، عرض کردم: ای رسول خد، چهار دستور به من دادی که برای انجام آن در این وقت کم توانایی ندارم. آن حضرت لبخندی زد و بعد فرمود:

اگر (قل هو الله احد) را سه مرتبه بخوانی، مثل این است که یک ختم قرآن انجام داده ای;

و اگر بر من و پیامبران قبل از من صلوات بفرستی، همه ما روز قیامت شفیعان تو هستیم;

و اگر برای اهل ایمان از خداوند آمرزش بخواهی، همه آنان از تو رضایت مند خواهند شد;

و اگر بگویی: (سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر) مانند این است که حج و عمره انجام داده ای.

[ چهارشنبه دوم بهمن 1392 ] [ 11:46 ] [ سلمان ]



یا سلام برای رفاه شما عزیزان گروه هنری اسپندرو بهتون معرفی میکنم

فعالیت های گروه هنری اسپندعبارتند ار : طراحی/عکاسی/چاپ/ فیلم کوتاه که به صورت تخصصی توسط کادری مجرب انجام میپذیرد .یکی از فعالیت های فوق العاده و نوین مجموعه راه اندازی آتلیه سیار میباشد .برای اطلاعات بیشتر باشماره در نظر دهید پیام بگذارید


برچسب‌ها: اسپند, گروه هنری اسپند, مجید جهانی
[ چهارشنبه دوم بهمن 1392 ] [ 11:27 ] [ سلمان ]


برچسب‌ها: مدافع حرم, حضرت زینب
[ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1392 ] [ 10:9 ] [ سلمان ]

با سلام خدمت دوستان عزیز به زودی طوفان موج الزهرا آغاز خواهد شد


یا علی مددی


برچسب‌ها: طوفان موج الزهرا, مجید جهانی, ایران آباد
[ شنبه سی ام شهریور 1392 ] [ 18:11 ] [ سلمان ]
 
دخترم با تو سخن می گویم ‏ 
زندگی درنگهم گلزاریست ‏ 
و تو با قامت چون نیلوفر،شاخه ی پر گل این گلزاری ‏ 
من به چشمان تو یک خرمن گل می بینم ‏ 
گل عفت ، گل صدرنگ امید ‏ 

 

 

گل فردای بزرگ 
گل فردای سپید 
چشم تو اینه ی روشن فردای من است ‏ 
گل چو پژمرده شود جای ندارد در باغ ‏ 
کس نگیرد زگل مرده سراغ 
دخترم با تو سخن می گویم ‏ 
دیده بگشای و در اندیشه گل چینان باش 
همه گل چین گل امروزند ‏ 
همه هستی سوزند ‏ 
کس به فردای گل باغ نمی اندیشد ‏ 
انکه گرد همه گل ها به هوس می چرخد ‏ 
بلبل عاشق نیست ‏ 
بلکه گلچین سیه کرداریست ‏ 
که سراسیمه دود در پی گل های لطیف ‏ 
تا یکی لحظه به چنگ ارد و ریزد بر خا ک 
دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک ‏ 
تو گل شادای ‏ 
به ره باد مرو ‏ 
غافل از باد مشو 
ای گل صد پر من ‏ 
همه گوهر شکنند ‏ 
دیو کی ارزش گوهر داند ‏ 
دخترم گوهر من ، گوهرم دختر من 
تو که تک گوهر دنیای منی ‏ 
دل به لبخند حرامی مسپار دزد را دوست مخوان ‏ 
چشم امید به ابلیس مدار ‏ 
ای گوهر تابنده بی مانند ‏ 
خویش را خار مبین ‏ 
اری ای دخترکم ‏ 
ای سراپا الماس از حرامی بهراس ‏ 
قیمت خود مشکن ‏ 
قدر خود را بشناس ‏ 
قدر خود را بشناس      
 

برچسب‌ها: دختر و آزادی, دختر ایرانی, دختر زیبا رو, ایران آباد, مجید جهانی
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 ] [ 15:36 ] [ سلمان ]

گنجشکی باعجله و تمام توان به آتش نزديک ميشد و برميگشت!

پرسيدند:چه ميکنی؟گفت:در اين نزديکی چشمه آبی هست

ومن نوک خود را پر از آب ميکنم وآن را روی آتش ميريزم.گفتند:

حجم آتش در مقايسه با آبی که تو مياوری بسيار زياد است

و اين آب فايده ای ندارد.گفت:

شايد نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند ميپرسد :

زماني که دوستت در آتش ميسوخت تو چه کردی؟

پاسخ ميدهم :

هر آنچه از من بر مي آمد ...انجام دادم ...



برچسب‌ها: گنجشک با مرام, رفیق خوب, رفاقت, دوستی, دوست خوب
[ شنبه دوازدهم مرداد 1392 ] [ 15:41 ] [ سلمان ]

بعضی ها فکر می کنن ، اسلام و حجاب با زور و شمشیر به ما ها تحمیل شده و ما فرهنگ .و اصالت خودمون رو فراموش کریدم.دوستان عزیز اگه همچین عقیده ای رو دارید  حتما این متن رو بخونید از کتاب گلبرگ عفاف هست و منبع معتبری داره اگه خواستید منبع دقیق تر هر کدوم از  متن ها رو بدونید تو نظرها بگید:

پیشینه حجاب در ایران قبل  اسلام و بعد از طلوع خورشید اسلام سیر جالبی رو پشت سر گذاشته.

 پیش از اسلام (پیش از آریایی ها)جیمز لیور می نویسد:"در نقش برجسته هایی که در نینوا  یافت شده به ندرت  چهره ی زن در آن دیده می شود در حالی که لباس مرد ها فراوان به چشم می خورد.به موجب قانونی که ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد وضع شده بود  زنان شوهر دار در انظار عمومی نقاب(روبنده) به چهره داشتند.

ویل دورانت می گوید:تجلیات پوشش در میان زنان  ایرانی چنان چشم گیر است  که برخی تمدن نگاران و اندیشمندان ،ایران را منبع اصلی ترویج حجاب دانسته اند.

 دوران هخامنشی:در زمان داریوش ،زنان طبقات بالای اجتماع ،جز در تخت روان و روپوش ازدار خانه بیرون نمی آمدند.(این نکته رو بگم که این مسئله ارزش و احترام خانم ها رو نشون می ده)

استرابون مینویسد:ایرانیان اگر بخشی از بدنشان برهنه باشد  آن را بی شرمی می دانند  و همیشه بلند(تا ساق ) می پوشند.

دوران اشکانیان:زنان اشکانی علاوه بر استفاده از شلوار های چین دار و پیراهن های دارپه دار و بلد در پوشش سر و استفاده از چادر  بسیار پیشرفته تر از زنان هخامنشی بودند.

دوران ساسانیان:چادر برای زنان ساسانی از عناصر مهم پوشش تن و سر بوده است.شنل نیز یکی از عناصر مهم پوشاک زنان ساسانی از نظر اجتماعی بوده که شبیه چادر است  و ما آن را بر دوش آناهیتا (الهه ایرانی) به عنوان یک مقام بالا در طاق بستان مشاهده کرده ایم.


و امروز وقتی میان خیابان های تهران قدم میزنی خود فروشی جسمی به حدی رسیده است که پسر ها و دخترها خود را رایگان معامله می کنند
یعنی امکان دارد این حرفها به کسی بر بخورد؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!


برچسب‌ها: بی حجابی, بد حجابی, عصمت, عفت, موج الزهرا
[ سه شنبه یازدهم تیر 1392 ] [ 10:47 ] [ سلمان ]

خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند............

خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم..........

خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند. اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم...........

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم...........

خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم...........

خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن!..........
خدا را شكر كه سر وصداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.........

خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.........

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام........

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم. اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.......

خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم......

خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر


برچسب‌ها: خدا زل
[ چهارشنبه پنجم تیر 1392 ] [ 17:35 ] [ سلمان ]


ضمن عرض ادب و احترام خدمت تمامی دوستان و تبریک به مناسبت اعیاد شعبانیه و حماسه سیاسی واقتصادی خدمت تمامی دوستان عزیز در سراسر میهن اسلامی اعلام میدارم

اینجانب مجید جهانی برون تا پای جان از انقلاب اسلامی حمایت کرده و خود را سرباز همیشگی ولایت فقیه میدانم
فعالیت های این بنده حقیر در امور فرهنگی پایگاه حضرت امیر المومنین ، حوزه 201 و ناحیه حضرت ولی عصر در طول سالهای 1386 تا 1391فقط و فقط به منظور اشاعه فرهنگ ناب انقلاب اسلامی و مذهب تشیع بوده و این خادمی را مدالی پر افتخار در تمامی لحظات عمرم میدانم

امروز در تاریخ 29/3/1392اعلام میدارم همچنان با تمام وجودم دست مقام معظم رهبری ، ولی امر مسلمین جهان  حضرت آیت الله خامنه ای را می بوسم و میگویم تا آخرین قطره خونم برای این نظام پاک اسلامی آماده خدمت گزاری هستم
و اما امروز
در پی حواشی اتفاق افتاده  احساس کردم برای شفاف سازی و اعلام برائت از مشرکین تجدید بیعتی دوباره با آرمانهای انقلاب اسلامی  و مقام معظم رهبری داشته باشم
امروز اینجانب به عنوان
خادم فرهنگی مسجد امام علی بن ابیطالب در حال خدمت گزاری هستم  از تمامی دوستان دلسوز جمهوری اسلامی دعوت میکنم تا نظرات خود را برای رشد فرهنگ این مرزو بوم در بخش نظرات بفرمایند
برای سهولت در امر ارتباط با تمامی دوستان عاشق ولایت آدرس محل کار را به اطلاع دوستان میرسانم
بزرگراه آیت الله کاشانی ، روبروی شهرداری منطقه 5 مسجد امام علی بن ابیطالب
منتظر حضور شما دوستان و عاشقان راه ولایت هستم

باشد تا سربازان خوبی برای گل پسر فاطمه حضرت مهدی (عج) باشیم

                   مجید جهانی
                    29/3/1392



برچسب‌ها: مجید, آقا, بیعت, سالار, سرور
[ شنبه یکم تیر 1392 ] [ 18:54 ] [ سلمان ]
[ شنبه بیست و پنجم خرداد 1392 ] [ 17:28 ] [ سلمان ]
فسادهای فیس بوک

اگرچه رفع برخی ناهنجاری های اجتماعی در سطح جامعه ، به ظاهر دغدغه بخشی از مسئولین ذی ربط است و در سالهای اخیر برخی ارگانها از جمله نیروی انتظامی طرح هایی مانند طرح های ضربتی جمع آوری اراذل و اوباش یا گشت ارشاد و مبارزه با بدپوششی و یا جمع آوری بشقاب های ماهواره را در برخی از شهرها و مناطق تهران بزرگ اجرا کرده اند ، گویا گسترش فساد در فضایی که طبق آمار منتشره حدود سی میلیون نفر از افراد جامعه به آن دسترسی مستقیم دارند از نظرها پنهان مانده است و متاسفانه در سایه این غفلت ، فجایعی هولناک با ابعاد بسیار گسترده و پیچیده در حال اتفاق است. فجایعی که در ذات شبکه های اجتماعی و وب۲ نهفته هستند.
بر اساس این گزارش در ماه های اخیر تعداد زیادی صفحات غیراخلاقی توسط کاربران ایرانی فیس بوک ایجاد شده است که به انتشار تصاویر مستهجن و غیراخلاقی از زنان و دختران ایرانی مبادرت می ورزند و نشر این تصاویر بعضا بدون اطلاع و رضایت صاحبان آنها ، در محیط مجازی صورت می پذیرد.





فسادهایی که در فیس بوک اتفاق می افتد+عکس


این صفحات که با اقبال گسترده برخی کاربران ایرانی روبرو شده اند علاوه بر انتشار تصاویر و مطالب مستهجن ، به پاتوقی برای برقراری ارتباط های خطرناک و غیر اخلاقی بدل شده و زمینه را برای برقراری ارتباط آسان غیراخلاقی میان کاربران فراهم آورده است. کاربران زیادی با قرار دادن شماره تلفن شخصی و درج درخواستهای غیراخلاقی خود پیشنهاد های شرم آوری را از طریق این صفحات منتشر می کنند. عده ای نیز با انتشار مشخصات خود (!!!) اقدام به خودفروشی در مقابل دریافت وجه می کنند.
لازم به ذکر است که کلیه این صفحات پابلیک (عمومی) بوده و دسترسی به آنها برای میلیونها ایرانی خصوصا نوجوانان بسیاری که در فیس بوک حضور دارند امکان پذیر است.


فسادهایی که در فیس بوک اتفاق می افتد+عکس
فسادهایی که در فیس بوک اتفاق می افتد+عکس

همه این فجایع در برابر دیدگان میلیونها کاربر ایرانی رخ می دهد درحالی که فیس بوک (که توسط زاکربرگ یهودی تاسیس و مدیریت می شود) ، با بسیاری از صفحات غیراخلاقی ایجاد شده ، به ظاهر برخورد کرده و صفحاتی را که معمولا دارای محتوای غیراخلاقی و البته دارای تعداد پسند (لایک) کمی است را مسدود می کند. اما دستگاه های مسئول در ایران، تاکنون هیچ اقدام موثری برای جلوگیری از این ناهنجاری های علنی و خجالت آور بعمل نیاورده اند.

(نویسنده به دلیل قرار دادن این تصاویر و نشان دادن گوشه ای از لاابالی گری های افسار گسیخته در فضای مجازی، از خوانندگان عذرخواهی می کند.)


فسادهایی که در فیس بوک اتفاق می افتد+عکس
__________________
این روزها دل گرمی میخوام
وگرنه، چیزی که زیاده، سرگرمی...

خدامو شکر میکنم که درگیر بیماری اینچنینی نیستم


برچسب‌ها: فیس بوک, فساد اخلاقی
[ چهارشنبه هشتم خرداد 1392 ] [ 16:9 ] [ سلمان ]
این شعر رو تقدیم میکنم به تمام زخم خوردگان غم امام هادی(ع)

بود من را دراینجا چند کلامی         به مرد غیرت وشیعه سلامی

وبغضم را به دندان مــیفشـــارم        ولــعـــنت میفرستم برحـــرامی

کنون حرفم به کل این جهان است      به هرمردوزن وپیروجوان است

واما کـــل حرفــانم دراینجا              به آن نطفه حرام بد زبان است

 


بدان که شیعیانش باوقارند              به پای نام آـــقا ســـر سپارند

که گفته زاده گاهت این دیاراست      همه گیلانــیان غـیرتــمدارند

در این خطه همه خادم براویند      فقط نامش برند،تادروضویند!...

بقای عمرو هستی راهمیشه        به ذکر نام زیبایش بـجویـــند

در این وادی به میرزایش بنازند   همه گیلانیانش سرفرازند

چه بهجتها دراینجا پروریده       که دائم در سجودندو نمازند

تو یک مطرب وَابلیسان پرستی    تو دائم درشراب وخمرومستی

تو همخوانی نداری با دیارم         تو دست هرچه کافر راببستی

خودت گوشهرتت راگو که هستی   برون از آدمیـت پست پستی

بگیرد آتش ای ملعون زبانت        تو قلب مهدی مارا شکستی

به اسم اعظمش  که خود وکیل است   واو برشیعیان خود کفیل است

به نام نامی اش شکی ندارم      یقین در نطفه ات شیطان دخیل است

برای ســامرایــــش بی قرارم          نــقــــی بـــوده همـــه دارو ندارم

نجفی نیست،شهرت برتو ملعون       تو شاهین دوزخی نامت گذارم

به برق چشم شهلای ابالفضل        به عــــزو جـــای والای ابالفضل

سرت را از تنت ببریده شیعه        بـــیـــندازد جــلو پــای ابالفضل

نقی نامش بود پاک ومطهر       که قلب عالمی کرده منور

همینکه نام زیبایش بگویم       زمین وآسمان گردد معطر

به قربان مرام وخلق وخویش     شدم آواره وحیران به کویش

اگر یابنده ای بهر سعادت        نقی را در عبادتها بجویش





بسم رب الهادی المهدی

چه کسی گفته صاحبم خواب است ؟

چه کسی گفته است شاهینی؟

تو همان زاغ زشت بی دینی

زاغکی در لباس انسان ها

دلقکی در میان رپ خوان ها

نظر حق شده به تو چپ چپ

آبروی تو رفت با این رپ

کافی است این همه کلام گزاف

دهنت را ببند و شعر نباف

این که توهین نمودی اش ای پست

دهمین حجت خداوند است

دهمین نورعالمین است او

پسر شاه کاظمین است او

امپراتور ملک دلها اوست

ما همه نوکریم… آقا اوست

جلوه اش جلوه ی رسول خداست

پرچمش نیز تا ابد بالاست…

مقتدای همه ست این آقا

پسر فاطمه است این آقا

إهدنای نماز های من است

انتهای فرازهای من است

نوه اش منجی جهان مهدی است

حضرت صاحب الزمان مهدی است

صبح خورشید و شام مهتاب است

چه کسی گفته صاحبم خواب است؟

کور دل این تویی که در خوابی

روی از این شام برنمی تابی

حکم تو تا همیشه خاموشی است

خوابت از نوع خواب خرگوشی است

گنبد پاک هشتمین خورشید

این چنین نیست ای خبیث پلید

نیست این عکس در تصور من

گنبدش را ندیده ای حتما !!

گنبد شاه من ز جنس طلاست

شرف الشمس عالم بالاست.

الغرض، بغض من کماکان هست

در دلم کینه‌ی فراوان هست…

عشق ما ریشه‌دار و بنیادی است

تا قیامت امام مان هادی است.


دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد



در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد



چشمم به ضریح شه والا گوهر افتاد



این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد



با آل علی هر که در افتاد ور افتاد
به امید روز ظهور امام زمان  آن روزی که لاشه شاهین کثیف را در منجلاب کثافت دفن کنیم شاهین با هند جگر خوار و قوم سقیفه مهشور باش


برچسب‌ها: شعر امام هادی, شاهین نجفی حرام زاده, گربه ای با صدای سگ
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 11:30 ] [ سلمان ]

عجب صبری خدا دارد...

ازش پرسید واقعا کی رسیدی انقدر آرایش کنی؟کلاس صبح به این زودیه!
 
 راه توام که خیلی دوره! کی بیدار می شی؟ کی آرایش می کنی؟ کی راه میوفتی؟؟

گفت روزایی که صبح زود کلاس داریم، 4 صبح بیدار می شم!!


رفت توی فکر...

اگر خدا بگه 4 صبح نماز شب...همه خوابن...

اما اگر شیطان بگه 4 صبح آرایش...


عجب صبری خدا دارد...


برچسب‌ها: عفت, طهارت, نجابت
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 11:28 ] [ سلمان ]

آی زمانه...

آی زمانه با توام!

با تو که با هویت من می جنگی...

فکر کرده ای می گذارم مرا هم با خود ببری؟

آی زمانه...

لباس من عقیده و ایمان من است...

اصالت و عشق من است...

پس بگرد تا بگردیم...

زمانه...زنان جامعه من عفیف تر از آنند که سلاح خود را زمین بگذارند...

زمانه...بگذار صریح بگویم که چادر من کفن من است...


برچسب‌ها: حجاب, عفاف, اصالت
[ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 11:26 ] [ سلمان ]
خانوووووووم....شــماره بدم؟؟؟؟؟؟خوشگل
خانوم خوشــــــگله برسونمت؟؟؟؟؟؟؟
خوشــــگله چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟
اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصـلا" اهل این حرفـــــها نبود...این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و
به محـــل زندگیش بازگردد.
روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت...
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی....!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد...خسته... انگار فقط آمده بود گریه کند...
دردش گفتنی نبود....!!!!
رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد...وارد حرم شدو کنار ضریح
نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن...
چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد...
خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!
دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را
به خوابگاه برساند...به سرعت از آنجا خارج شد...وارد شــــهر شد...
امــــا...اما انگار چیزی شده بود...دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
انگار محترم شده بود... نگاه هوس آلودی تعـقــیبش نمی کرد!
احساس امنیت کرد...با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب
شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
یک لحظه به خود آمد...

دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته...!


برچسب‌ها: خانوم خشگله, حجاب, عفت, زن زندگی
[ چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1392 ] [ 11:57 ] [ سلمان ]

 

زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت

توحید انعکاس نمایان تری نداشت

 

جز در مقام عالی زهرا فنا شدن

مُلک وجود فلسفه‌ی دیگری نداشت

 

زهرا اگر در اول خلقت ظهور داشت

شاید خدا نیاز به پیغمبری نداشت

 

فرموده‌اند در برکات وجود او

زهرا اگر نبود علی همسری نداشت

 

محشر بذون مهریه‌ی همسر علی

سوگند می خوریم شفاعت گری نداشت

 

حتی بهشت با همه‌ی نهرهای خود

چنگی به دل نمی زند اگر کوثری نداشت

 

دیروز اگر به فاطمه سیلی نمی زدند

دنیا ادامه داشت ، دیگر محشری نداشت


برچسب‌ها: مجید جهانی, موج الزهرا
[ دوشنبه پنجم فروردین 1392 ] [ 19:27 ] [ سلمان ]

با سلام خدمت دوستان عزیز این آخر سالی تصمیم گرفتیم یه آلبوم تصویری از خادم الزهرا مجید جهانی بزاریم براتون شاید جالب باشه براتون


برچسب‌ها: عکس از مجید جهانی, عکس موج الزهرا, آلبوم تصویری, دوستداران خادم الزهرا, حامیان خادم الزهرا
ادامه مطلب
[ پنجشنبه هفدهم اسفند 1391 ] [ 10:26 ] [ سلمان ]

سلام به دوستان همیشگی و عزیزانی که زحمت میکشن به وبلاگ این بنده حقیر سر میزنن


چند روزی بود به این موضوع فکر میکردم( غیرت . ناموس پرستی . حیا . عفت . عصمت و اصالت ما کجا رفته ) و آخر به یه نتیجه جالب رسیدم. این نتیجه ای بود که من گرفتم

با خودم فکر میکردم تقصیر فیس بوکه یا تقصیر فارسی وان و یا شبکه های مختلف ماهواره ای درسته اینا بی تقصیر نیستن اما مشکل اصلی خود ما هستیم که از مسائل اصلی زندگی خواستیم دور بشیم افتادیم تو این وضعیت موجود

مشکل اصلی خودمونیم چون یادمون رفته تمدن ۷۰۰۰ ساله داریم یادمون رفته  که ترویج کننده مد و فرهنگ در دنیا بودیم یادمون رفته حجاب و عفت رو ما به تمام دنیا صادر کردیم یادمون رفته در بهشت عالم زندگی میکنیم و یادمون رفته عالم ترین و باهوش ترین مردم دنیا بودیم . یادمون رفته که در گذشته اگر فقیر یا مستمندی بود بدون ریا بهش کمک می کردیم یادمون رفته که بدون دلیل و همینجوری الکی الکی به کسی توهین نمیکردیم یا بهتره بگم اصلا توهین نمیکردیم یادمون رفته خدامون یکی بود ناموسمون یکی یادمون رفته ناموس دزدی و بی حیایی در این مملکت جایی نداشت یادمون رفته خدا رو می پرستیدیم و ازش تشکر می کردیم یادمون رفته یا علی میگفتیم و از او مدد میگرفتیم یادمون رفته که الگو هایی چون کورش ،یزدگرد،نادر  و آناهیتا ، وشتی ، شهربانو  داشتیم یادمون رفته مقتدایانی چون امام علی ، حضرت فاطمه زهرا ، امام حسن ، امام حسین و جمیع معصومین و امامام ۱۴ و۱۲ داشتیم


ما چقدر غنی بودیم  وامروز هیچ نداریم

امروزی بی حیایی ، امروز بی غیرتی ، امروز بی عفتی بی عصمتی در این مملکت بیداد میکنه امروز در اوج فسادیم امروز مواد مخدر جوونامونو غرق خودش کرده امروز مشروبات الکلی بی غیرتی و بی بندو باری رو رواج داده امروز خدا پرستی رو رد میکنیم عشق به ارباب بیکفن که حتی عزیزان ارمنی و کلیمی در عزایش به سوگ میشینن رو به تمسخر میگیریم و

امروز با اعمال خودمون به صورت مادرمون زهرا سیلی میزنیم   و حرف آخرم( مهدی بیا که دلم برای تو تنگ است)


برچسب‌ها: روز گار آخر, بی بند و باری, ما به کجا میرویم
[ سه شنبه هشتم اسفند 1391 ] [ 11:3 ] [ سلمان ]

باسلام خدمت تمامی دوستانی که ما را در ایام محرم یاری کردند و تشکر ویژه از شاعران حسینی که با اشعار خودشون به محفل سالار شهیدان روحی تازه بخشیدند

با توجه به در خواست های بسیار مجموعه mp3  از خادم الزهرا که 8 مداحی کوتاه میباشد از سال 87 و 90 در اختیار شما در سایت قرار میگیرد به امید روزهایی که پای منبر مهدی فاطمه بنشینیم یا علی

 
دوست دارم کمک کنید تا بتوانیم قدمی نوین در راه رسیدن به ارزشهای معنوی برداریم
منتظر نظرات شما هستیم

برچسب‌ها: پیشگفتار
[ شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ] [ 12:1 ] [ سلمان ]
با سلام خدمت دوستان از این به بعد قراره مداحای نو جوون رو بهتون معرفی کنم اولیش دوست عزیزم که در کلاسهای آموزشیم شرکت میکرد هست

محمد رضا متولد۵ آذر ۷۸ هست

با رسالت نوکری حاج منصور آشنایی داره و کم کم داره مداحی رو شروع میکنه

بعدا یه عکس از محمد رضا میزارم که بیشتر نظر آقا رضا هلالی رو به خودش جلب میکنه

 


برچسب‌ها: محمد رضا, قرا محمدی مداحی
[ شنبه بیست و سوم دی 1391 ] [ 17:38 ] [ سلمان ]

با سلام خدمت دوستان عزیزم من نه پدر کشتگی باهاش دارم  نه خوشم میاد ازش این مطلب رو صرفا جهت اطلاع دوستان از موجودی به نام (ش.ن)  گذاشتم امید وارم استفاده کنید و امید وارم تو این ایام دل امام زمان برای لحظه ای شاد بشه  


«شاهین نجفی» خواننده و سازنده کلیپ موهن علیه امام هادی(ع) که از دوره اصلاحات به راه‌اندازی گروه‌های موسیقی زیرزمینی در رشت و تهران پرداخت، یک «همجنس‌باز» است که به سبب اشاعه فحشا و فساد با شکایت شاکیان خصوصی شامل چند خانواده، دو بار در ایران دستگیر شد و سال 1384 از ترس مجازات سنگین کیفری به آلمان گریخت.
نجفی به سرعت با پسمانده‌های گروهک‌های ترویستی مانند «سازمان فدائیان خلق» و «سازمان مجاهدین» پیوند خورد و با پیوستن به گروه «تپش 2012» در تجمعات این گروهک‌های تروریستی علیه ایران در شهرهای «استکهلم» در سوئد و «اسن» در آلمان حضور یافت و به اجرای کنسرت در میتینگ‌های منافقین پرداخت.

پژوهشگر موسسه کیهان افزود: در سال 1387 که سازمان‌های مارکسیستی- تروریستی برای گسترش فعالیت‌های خود در دانشگاه‌های ایران می‌کوشیدند، «شاهین نجفی» نیز به همکاری با آنان پرداخت و توسط چند دانشجو در داخل ایران قصد یارگیری برای تروریست‌ها را داشت، اما آن زمان روزنامه «کیهان» پشت صحنه این پروژه را فاش کرد و در 8 مهرماه 1387 نوشت: «اخیراً برخی از وبلاگ های دانشجویی اپوزیسیون با گرایش مارکسیستی، بیانیه‌ای از یک گروه موسیقی با عنوان تپش 2012 منتشر کرده اند که در آن از راه اندازی کمپین یکصد هزار امضاء خبر می دهد.

وی با اشاره به ماهیت این گروه تصریح کرد: این گروه مبتذل خود را متشکل از تعدادی جوان ایرانی و آلمانی معرفی می کند... اعضای این گروه هدف خود از تشکیل چنین محفلی را تلاش برای جمع‌آوری امضا و ارائه آن در سالروز حقوق بشر (10 دسامبر) به پارلمان اروپا در بروکسل اعلام کرده‌اند تا توجه مطبوعات و رسانه‌های بین‌المللی را به شرایط حاکم در ایران و به اصطلاح نارضایتی مردم جلب کند

فضلی نژاد با ارائه پیشنهادی به مسئولان قضایی کشور مبنی بر «درخواست بازداشت و استرداد نجفی توسط اینترپل» اظهار داشت: با توجه به سابقه این خواننده همجنس‌باز و اتهامات و جرائم وی که در حوزه سرزمینی ایران قبل از فرار واقع شده و توسط مراجع ذیصلاح قضایی کشور خودمان قابل رسیدگی کیفری می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد، پیشنهاد می کنم که با تدبیر دادستان محترم کل کشور درخواست بازداشت و استرداد شاهین نجفی به ایران از کانال پلیس اینترپل داده شود. این خواننده هتاک باید در ایران به دست عدالت سپرده شود و این یک مطالبه مردمی است.

عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان با بازخوانی پیشینه فعالیت‌های این خواننده هتاک ادامه داد: وقتی شامگاه 27 بهمن 1389 آقای «حسین شریعتمداری» در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما از همکاری شهید «صانع ژاله» با روزنامه «کیهان» سخن گفت، رسانه‌های غربی چند ساعت را در شوک و بهت ناشی از این خبر به‌ سر بردند و فردای آن روز، جز واکنش‌های سراسیمه، کاری از دستشان ساخته نبود. اما، کمتر از 15 ساعت پس از مصاحبه مدیرمسئول روزنامه «کیهان»، تلویزیون‌های فارسی‌زبان اپوزیسیون برانداز و رسانه‌های کردی‌زبان ضدانقلاب برنامه‌های عادی خود را برای پخش یک «خبر ویژه» قطع کردند و با نشان دادن تیزری تبلیغاتی از یک ویدئو کلیپ (نماهنگ) گفتند «سلطان رپ ایران علیه حسین شریعتمداری می‌خواند!» و برخی از سایت‌های خبری اروپایی نیز تیتر زدند: «ساخت موسیقی اعتراضی توسط یک همجنس‌گرای مشهور درباره مدیر کیهان».

وی ادامه داد: در همان هنگام، جریان رسانه‌ای «فتنه سبز ماسونی» در سایت‌های «فیس بوک»، «تویتر» و «یوتیوب» صفحات ویژه‌ای را ساختند تا «نماهنگ» این «همجنس‌باز مشهور و سلطان رپ ایران» را به صورت ویژه و در گسترده‌ترین سطح ممکن منتشر کنند. سرانجام شامگاه 28 بهمن، تنها یک روز پس از گفتگوی ویژه تلویزیونی «حسین شریعتمداری»، نسخه کامل این نماهنگ در رسانه‌ها پخش شد.

فضلی نژاد اظهار داشت: نماهنگ «شهید سبز: صانع ژاله» با صدای «شاهین نجفی» که به «حسین شریعتمداری» به عنوان «پلیدترین انسان روی زمین» تقدیم شده است، تنها واکنش کارگزاران فتنه سبز به جدیدترین افتضاح و رسوایی سیاسی‌شان بود. 48 ساعت پیش از انتشار سخنان مدیرمسئول «کیهان» درباره خدمات ارزشمند شهید «صانع ژاله» به جمهوری اسلامی و در حالی که کارشناسان امنیتی سرنخ‌های متعددی را از نقش محوری «گروهک تروریستی مجاهدین خلق» (منافقین) برای ترور وی به دست آورده بودند، رسانه‌های وابسته به مثلث سرویس‌های جاسوسی CIA و موساد و MI6 پروژه «شهیدسازی» برای «سبزها» را کلید زدند. گرچه در ابتدا «رادیو فردا» حتی نام این «شهید جدید سبزها» را نمی‌دانست و به تعبیر آقای شریعتمداری خبر از «کشته شدن خانم ژاله صانعی به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی» می‌داد!

نویسنده کتاب «ارتش سری روشنفکران» درباره بهره‌برداری سازمان‌های اطلاعاتی از خوانندگان همجنس‌باز و پروژه های ایرانی آنان گفت: برای نمونه پروژه جدید «شهیدسازی» از «صانع ژاله» توسط «سرویس ارتباطات استراتژیک آمریکا» که 2 وزارتخانه امور خارجه و دفاع با محوریت سازمان CIA آن را اداره می‌کنند، کلید خورد. این پروژه که هدفش مهندسی افکار عمومی از طریق «موسیقی اعتراضی- زیرزمینی» است، پیش از این در کودتاهای مخملی اروپای شرقی و مرکزی به اجرا درآمده بود و در هنگام قتل «ندا آقاسلطان» توسط گروه موسیقی «شاهین نجفی» اجرا شد.

فضلی نژاد همچنین با اشاره به حمایت آمریکا از این خواننده هتاک، خاطرنشان کرد: چندی پیش نیز «هیلاری کلینتون» وزیر امور خارجه آمریکا دستور استمرار پروژه «جنبش رقص و دیپلماسی رپ» را در فرآیند «جنگ نرم» علیه ایران صادر کرد. بار گذشته نیز همین گروه فاسد وظیفه پیشبرد پروژه موسوم به «موسیقی ترور» را برعهده داشت و این‌بار نیز «شاهین نجفی» همجنس‌باز مشهور و شومن میتینگ‌های منافقین، به هتک حرمت معصومین و ائمه اطهار پرداخته است

اینم اون شعر و متنی که قولشو داده بودم.

متن این قطعه:
به اسم اعظم شر و چش سه و تن مانا

به تثلیث دو سر کوه مخفی وخط ناخوانا
به آلت مقدس حالت نامیر آتش
شر اعظم یاختو سینا رژی ناکی وناوش
لی یوادش کوخنی ربی سنی خوراتنو لهلی به عینی
تو تیری سیکس راخنا حنی لنا حونی ژرا عنی و عدی
مارح وت یارب زج هدجس
مارح وت یارب زج هدجس
مارح وت یارب زج هدجس

در ابتدا خیلی از هوادارن شاهین این متن براشون مبهم مونده بود و چندین و چند کامنت در فیس بوک و جاهای مختلف پیرامون این متن فرستاده شد که هیچکدوم از اونها توسط شاهین یا امین وحید پاسخ داده نشد.
اما به تازگی یکی از کاربران فیس بوک متنی رو منتشر کرده که در اون در مورد قطعه ذکر شده توضیحاتی داده که قابل تامله
:

به اسم اعظم شر و چش سه و تن مانا

اینجا خیلی واضح داره میگه به نام شیطان و جانور سه چشم که در انجیل اومده و تن مانا یعنی اون روح جاویدان شیطانی
به تثلیث دو سر کوه مخفی وخط ناخوانا
تثلیث دو سر منطورش تثلیث دجال ،جانور آخر الزمان و فاحشه بزرگ در انجیله در برابر پدرفپسر روح القدس .جنگ این دو تثلییث در اورشلیم اتفاق می افته که همون کوه مخفیه صیهونه با کتابی که فقط کسانی که به شیطان ایمان داشته باشن می تونن بخونن طبق گفته ی انجیل
به الت مقدس حالت نامیر اتش
آلت مقدس نماد شیطان پرستهاست منظورش ابلیسک هستش . یعنی زایش جاویدان ابلیس که تو فیلم ۶۶۶ هم اومده و آتش هم که می دونید نماد شیطان پرستاس
شر اعظم یاختو سینا رژی ناکی وناوش
اینجا دیگه همش حروفه ابجده حالا اینو بیخیال شید و برید سر بقیه! فقط بدونید این کلمات عربی نیس .اشتباه نکنید اینا حروف ابجده.
لی یوادش کوخنی ربی سنی خوراتنو لهلی به عینی

تو تیری سیکس راخنا حنی لنا حونی ژرا عنی و عدی
ایناجا میگه تو تیری سیکس یعنی ۳ تا شیش.یعنیto three six و بقیشم که هنوز رمزگشایی نشده!
مارح وت یارب زج هدجس


و در نهایت این جمله که رمز این شعره:کافیه کل جمله رو بر عکس کنید : سجده جز برای تو حرام

 

ما مرده ایم مگر که سگی دم بر آورد | اُو اُو کند و نام شما را بیاورد؟! | روباه چشم بر دهن خوک دوخته | ای بی حیای سگ صفت خود فروخته | مهدی اگر امان بدهد باده می زنیم | بر گردن کثیف تو قلاده می زنیم


برچسب‌ها: شاهین, کلاغ سیاه, ش, ن
[ یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 ] [ 15:39 ] [ سلمان ]
سلام

بعداز اتفاقاتی که اخیرا افتاد به این نتیجه رسییدم یه مطلب در این باره کارکنم

به نظر من اگر امروز امام علی بود لحظه ای دزنگ نمیکرد و دست دزد و غارتگر مال مردم رو از تنش جدا میکرد  کما اینکه امام علی قبلا در ماجرای عقیل این حقیقت را به رخ جهانیان کشیده است و عدالت علوی را به نمایش گذاشته است

چند روز پیش حاجاقای خاتمی خطیب جمعه در تلوزیون برنامه داشت و میگفت امیر المومنین در شرایط حساس ۲۵ سال سکوت کرد من سوالم از این خطیب اینه چرا سکوت کرد؟ چون یار و یاور نداشت تنها بود درد دلش رو به چاه میگفت و اگر حرفی میزد ریشه اسلام و شیعه به خطر می افتاد امام علی در همین شرایط دست عقیل را سوزاند

امام علی امام بود و اگاه  از هر اتفاقی به خدا میترسم روزی بیاد که این جامعه افراطی امام علی رو رد کنن به خاطر اینکه به مصالح نظام در هنگام دزدی فکر نمیکرد  شما جواب من رو بدید  هر کسی که میتونه جواب منو بده سوالم اینه

۱-در جامعه مسلمین دزدی میشه دزد معلوم افشاگر معلوم سند زنده است باید یقه کی رو گرفت؟ جواب اینجا ایرانه یقه کسی رو میگیرن که افشا کرده

۲- طرف دزدی میکنه مال مردم رو میخوره  باید باهاش چی کار کرد؟

اینجا ایرانه ُ بری تو صحن علنی مجلس ماچش کنی و تشکر کنی که دزدی کرده

یه خواهش دارم تورو خدا با چشم باز نگاه کنید چرا اسامی اختلاص ۳ هزار میلیاردی گفته نشد چرا به پولشویی های پسر آقازاده رسیدگی نشد چرا با قوم قاچاق کالا و رئسای دو قوه برخورد نشد چون بالا خره فرق امام حقیقی با امام مجازی باید معلوم و روشن باشد (( مهدی بیا که فقط درایت تو مرا از این همه ظلم یزیدی میرهاند)

                                            حرف دلی که بغض در گلو شده بود


برچسب‌ها: بغض در گلو, دزدی, بی بند و باری, غارت مسلمین
[ شنبه بیست و نهم مهر 1391 ] [ 11:13 ] [ سلمان ]

::.اولین کلام.::


به نام خدا ، به نام خون خدا ، به نام روح خدا ، به نام ناموس خدا

با سلام خدمت تمامی دوستان که با انتقادها و پیشنهاداتشون من رو کمک میکنن

چند روزی هست که یکی از دوستان مطالبی رو برای بنده ارسال میکنه به طور خصوصی  خواستم به این طریق به دوست عزیزم بگم استاد به کسی میگن که به معلومات فرد اضافه میکنه و خودش جزء بهترینهاست حاج فرید عطالو از بهترینها ست لازم به ذکره بگم اساتیدم : حاج منصور ارضی حاج سعید حدادیان  حاج غلام رضا سازگار  وحاج فرید عطالو بودن حاج فرید یکی از صمیمی ترین دوستان شخصی من هست و دوست دارم نصبت به این عزیز بی احترامی رو نبینم

(همیشه بهترینها مورد هجوم افکار پلید میشن)


برچسب‌ها: اولین کلام, مجید جهانی, درد دل, حرف دل
[ پنجشنبه بیستم مهر 1391 ] [ 12:48 ] [ سلمان ]
بالاخره موفق شدیم اجازه بگیریم از خادم الزهرا تا این کلیپ که برای سال ۹۰ و

کنیدایام شهادت حضرت رقیه هستو پخش کنیم

روی لینک کلیک کنید

http://uploadkon.ir/?file=d0e91b4a04cd257b4c6e2e7d5cd69a9e.3gp

 


برچسب‌ها: کلیپ, مجید جهانی, مداحی
[ چهارشنبه نوزدهم مهر 1391 ] [ 11:53 ] [ سلمان ]
- مقدمه

«إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا» (پیامبر اسلام(ص))

شهادت امام حسین(ع) را به راستی باید نه تنها نقطه عطف تاریخ شیعه بلکه بشریت برشمرد. تاریخی که مملو از بی‏عدالتی‏ها، فسادها، ظلمها و پایمال شدن حقوق انسانها است؛ تاریخی که از آغاز آن در فرزندان حضرت آدم ظهور و نمود یافت و تا ظهور منجی خود یعنی قائم آل‏محمد(عج) ادامه خواهد یافت.

با بعثت پیامبر گرامی اسلام(ص) و نزول دین مبین اسلام در جهان رویکرد بشریت به حیات و زندگانی شکل تازه‏ای به خود گرفت و تعالیمی از جانب خداوند بر زبان محمد(ص) جاری شد که این آموزه‏ها نجاتگر و رهایی‏بخش بشر از ظلمتهای درهم پیچیده بود و راهکارهای رسیدن انسان به سعادت دنیوی و اخروی را در پیش پای انسانها قرار می‏داد اما چرا با پایان زندگانی مبارک نبی مکرم اسلام(ص) این طریق مبارک  دچار رکود و ایستایی شد؟ چرا مسلمانان آن روزگار به دستورات و اوامر پیامبرشان پشت کرده و دین را در مسیر دیگری قرار دادند؟ پس از این رخداد و خطر فراموش شدن حقایق دین مبین اسلام آیا نیاز نبود تا شخصی از خاندان پیامبر اسلام(ص) و از جانشینان به حقش در مقابل آن بایستد و با از بین رفتن دین اسلام  که معاویه بر از بین بردن آن قسم یاد کرده بود، مقابله کند؟ بله به درستی که شهادت سیدالشهداء را باید زیباترین شهادت برای حفظ دین دانست.

بی‏شک شهادت و اسارت آل‌الله(ع) در واقعه كربلا سرآغاز زندگی جاوید اسلام و سبب رسوایی نفاق‌پیشگانی بود كه در اندیشه و عمل، مصمم به نابودی اسلام بودند و پیوسته برای محو اساس وحی می‌كوشیدند.

شهادت سید مظلومان و هواخواهان قرآن در عاشورا – سرآغاز زندگی جاوید اسلام و حیات ابدی قرآن كریم بود؛ آن شهادت مظلومانه و اسارت آل‌الله، تخت و تاج یزیدیان را كه با اسم اسلام، اساس وحی را به خیال خام خود می‏خواستند محو كنند، برای همیشه به باد فنا سپرد و آن جریان، سفیانیان را از صحنه تاریخ كنار زد.

آرى، در آن زمانى كه بنیاد روانى و اخلاقى مردم در هم ریخته و ویران شده بود و این ویرانى شامل رهبران مسلمین و بزرگان آنان نیز شده، امام حسین(ع) یگانه درمان آن حالت بیمارگونه را كه در مجتمعمسلمانان مورد قبول واقعشده بود، در قیام آشكار و فریاد درآن سكوت مرگبار دید. لذا آن حضرت با خون پاك خود و فرزندان و یارانش و با همه اعتبارات احساسى و تاریخى، حتى شمشیر و عمامه جدش رسول خدا(ص)، وارد مبارزه گردید تا همه روزنه‏ها و راههاى توجیه را فرو بندد.

سیدالشهدا(ع) نیك دریافته بود كه وجدان شكست خورده و اخلاق پست امت را نمى‏توان به وسیله رویارویى ساده دگرگون ساخت، از این رو با قیام و شهادت خویش دیرى نپایید كه اخلاق هزیمت و فرار را به نیرویى عظیم درآورد و اخلاق جدیدى به جاى آن جایگزین نمود. براستى شهادت حسین بن على(ع) تأثیر ژرف و شگرفى بر شیعیان ساكن و ساكت بجاى گذاشت، و سرنوشت غم انگیز نواده پیامبر اكرم(ص) عواطف اخلاقى و مذهبى مردم را بهم ریخت.

در اثر قیام و شهادت امام حسین(ع) موجى در روح مسلمین به وجود آمد، حمیت و عزت، شجاعت و صلابت به وجود آمد و احساسات بردگى و اسارتى كه از اواخر حكومت عثمان و تمام دوره معاویه بر روح جامعه اسلامى حكمفرما بود، تضعیف شد و‏ترس آنها را فرو ریخت، خلاصه، ابا عبدالله(ع) به اجتماعاسلامى شخصیت داد.

كربلا و قیام سیدالشهدا(ع) نمایشگاه اخلاق عالى اسلامى و انسانى با همه صفات و طراوت آن بود و این اخلاق را نه به زبان كه در عمل به خون پاك خویش بر صفحه ماندگار تاریخ به ثبت رسانید.

حیات و جاودانگی اسلام مرهون فداكاری سید مظلومان و ایثار و از خودگذشتگی اصحاب و اهل‌بیت آن بزرگوار و تجدید هر ساله خاطره عاشورائیان و برپایی مجالس و محافل حسینی است.

2 - زندگینامه سالار شهیدان کربلا

الف- ولادت

در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت(1) دومین فرزند برومند حضرت على و فاطمه، كه درود خدا بر ایشان باد، در خانه وحى و ولایت چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام(ص) رسید، به خانه حضرت على(ع) و فاطمه(س) آمد و اسما(2) را فرمود تا كودك را بیاورد. اسما او را در پارچه‏اى سپید پیچید و خدمت رسول اكرم(ص) برد، آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت.(3)

به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش، امین وحى الهى، جبرئیل  فرود آمد و گفت: سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر كوچك ‏هارون (شبیر)(4) كه به عربى(حسین) خوانده می‏شود نام بگذار.(5) چون على براى تو به سان‏ هارون براى موسى بن عمران است، جز آن كه تو خاتم پیغمبران هستى. و به این‏ترتیب نام پرعظمت حسین از جانب پروردگار، براى دومین فرزند فاطمه(س) انتخاب شد.

به روز هفتم ولادتش، فاطمه زهرا كه سلام خداوند بر او باد، گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه(6) كشت، و سر آن حضرت را‏ تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد.(7)

ب - حسین(ع) و پیامبر(ص)

 از ولادت حسین بن على(ع) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله(ص) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفى كه پیامبر راستین اسلام(ص) درباره حسین(ع) ابراز می‏داشت، به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.

سلمان فارسى می‏گوید: دیدم كه رسول خدا(ص) حسین(ع) را بر زانوى خویش نهاده او را می‏بوسید و می‏فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاى خدایى كه نه نفرند و خاتم ایشان، قائم ایشان (امام زمان عج) می‏باشد.(8)

«انس بن مالك» روایت می‏كند: وقتى از پیامبر پرسیدند كدام یك از اهل‏بیت خود را بیشتر دوست می‏دارى، فرمود: حسن و حسین را،(9) بارها رسول گرامى حسن(ع)  و حسین(ع) را به سینه می‏فشرد و آنان را می‏بویید و می‏بوسید.(10)

«ابوهریره» كه از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است، در عین حال اعتراف می‏كند كه: رسول اكرم را دیدم كه حسن و حسین را بر شانه‏هاى خویش نشانده بود و به سوى ما می‏آمد، وقتى به ما رسید فرمود هر كس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته، و هر كه با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است.(11)

عالیترین، صمیمیترین و گویاترین رابطه معنوى و ملكوتى بین پیامبر و حسین را میتوان در این جمله رسول گرامى اسلام(ص) خواند كه فرمود: حسین از من و من از حسینم(12)

ج - حسین(ع) با پدر

شش سال از عمرش با پیامبر بزرگوار سپرى شد، و آن گاه كه رسول خدا(ص) چشم از جهان فروبست و به لقاى پروردگار شتافت، مدت سى سال با پدر زیست. پدرى كه جز به انصاف حكم نكرد، و جز به طهارت و بندگى نگذرانید، جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت. پدرى كه در زمان حكومتش لحظه‏اى او را آرام نگذاشتند، همچنان كه به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند.

در تمام این مدت، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت می‏كرد، و در چند سالى كه حضرت على(ع) متصدى خلافت ظاهرى شد، حضرت حسین(ع) در راه پیشبرد اهداف اسلامى، مانند یك سرباز فداكار، همچون برادر بزرگوارش می‏كوشید، و در جنگهاى جمل، صفین و نهروان شركت داشت.(13)

به این‏ترتیب، از پدرش امیرالمؤمنین(ع) و دین خدا حمایت كرد و حتى گاهى در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می‏كرد. در زمان حكومت عمر، امام حسین(ع) وارد مسجد شد، خلیفه دوم را بر منبر رسول‏الله(ص) مشاهده كرد كه سخن می‏گفت. بی‏درنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: از منبر پدرم فرود آى....(14)

د - امام حسین(ع) با برادر

پس از شهادت حضرت على(ع)، به فرموده رسول خدا(ص) و وصیت امیرالمؤمنین(ع) امامت و رهبرى شیعیان به حسن بن على(ع)، فرزند بزرگ امیرالمؤمنین(ع)، منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد كه به فرامین پیشوایشان امام حسن(ع) گوش فرادارند. امام حسین(ع) كه دست پرورد وحى محمدى و ولایت علوى بود، همراه و همكار و همفكر برادرش بود. چنان كه وقتى بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ، امام حسن(ع) مجبور شد كه با معاویه صلح كند و آن همه ناراحتی‏ها را تحمل نماید، امام حسین(ع) شریك رنج‏هاى برادر بود و چون میدانست كه این صلح به صلاح اسلام و مسلمین است، هرگز اعتراض به برادر نداشت.

حتى یك روز كه معاویه، در حضور امام حسن(ع) وامام حسین(ع) دهان آلوده‏اش را به بدگویى نسبت به امام حسن(ع) و پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان(ع) گشود، امام حسین(ع) به دفاعبرخاست تا سخن در گلوى معاویه بشكند و سزاى ناهنجاریش را به كنارش بگذارد، ولى امام حسن(ع) او را به سكوت و خاموشى فراخواند، امام حسین(ع) پذیرا شد و به جایش بازگشت، آن گاه امام حسن(ع) خود به پاسخ معاویه برآمد، و با بیانى رسا و كوبنده خاموشش ساخت.(15)

ه - امام حسین(ع) در زمان معاویه

چون امام حسن(سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنیا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و وصیت حسن بن على(ع) امامت و رهبرى شیعیان به امام حسین(ع) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبرى جامعه گردید. امام حسین(ع) می‏دید كه معاویه با اتكا به قدرت اسلام، بر اریكه حكومت اسلام به ناحق تكیه زده، سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامى و قوانین خداوند است و از این حكومت پوشالى مخرب به سختى رنج می‏برد، ولى نمی‏توانست دستى فراز آورد وقدرتى فراهم كند تا او را از جایگاه حكومت اسلامى پایین بكشد، چنانچه برادرش امام حسن(ع) نیز وضعى مشابه او داشت.

امام حسین(ع) می‏دانست اگر تصمیمش را آشكار سازد و به سازندگى قدرت بپردازد، پیش از هر جنبش و حركت مفیدى به قتلش می‏رسانند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبررا پیشه ساخت كه اگر بر می‏خاست، پیش از اقدام به دسیسه كشته می‏شد، از این كشته شدن هیچ نتیجه‏اى گرفته نمی‏شد. بنابراین تا معاویه زنده بود، چون برادر زیست و علم مخالفت‏هاى بزرگ نیفراخت، جز آن كه گاهى محیط و حركات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می‏گرفت و مردم رابه آینده نزدیك امیدوار می‏ساخت كه اقدام مؤثرى خواهد نمود.

در تمام طول مدتى كه معاویه از مردم براى ولایتعهدى یزید، بیعت می‏گرفت، حسین به شدت با اومخالفت كرد، و هرگز تن به بیعت یزید نداد و ولیعهدى او را نپذیرفت و حتى گاهى سخنانى تند به معاویه گفت و یا نامه‏اى كوبنده براى او نوشت.(16)

معاویه هم در بیعت گرفتن براى یزید، به او اصرارى نكرد و امام(ع) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت.

و - قیام حسینى

یزید پس از معاویه بر تخت حكومت اسلامى تكیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند و براى این كه سلطنت ناحق و ستمگرانه‏اش را تثبیت كند، مصمم شد براى نامداران و شخصیتهاى اسلامى پیامى بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین منظور، نامه‏اى به حاكم مدینه نوشت و در آن یادآور شد كه براى من از حسین(ع)بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان.

حاكم این خبر را به امام حسین(ع) رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین(ع) چنین فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون و على الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل یزید».(17)

آن گاه كه افرادى چون یزید، (شرابخوار و قمارباز و بی‏ایمان و ناپاك كه حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نمی‏كند) بر مسند حكومت اسلامى بنشیند، باید فاتحه اسلام را خواند. (زیرا این گونه زمامدارها با نیروى اسلام و به نام اسلام، اسلام را از بین می‏برند.)

امام حسین(ع) می‏دانست اینك كه حكومت یزید را به رسمیت نشناخته است، اگر در مدینه بماند به قتلش می‏رسانندش، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفى از مدینه به سوى مكه حركت كرد. آمدن آن حضرت به مكه، همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید، در بین مردم مكه و مدینه انتشار یافت، و این خبر تا به كوفه هم رسید. كوفیان از امام حسین(ع) كه در مكه به سر می‏برد دعوت كردند تا به سوى آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام(ع) مسلم بن عقیل، پسر عموى خویش را به كوفه فرستاد تا حركت و واكنش اجتماع كوفى را از نزدیك ببیند و برایش بنویسد. مسلم به كوفه رسید و با استقبال گرم و بی‏سابقه‏اى روبرو شد، هزاران نفر به عنوان نایب امام(ع) با او بیعت كردند، و مسلم هم نامه‏اى به امام حسین(ع) نگاشت و حركت فورى امام(ع) را لازم گزارش داد.

هر چند امام حسین(ع) كوفیان را به خوبى می‏شناخت، و بی‏وفایى و بی‏دینیشان را در زمان حكومت پدر و برادر دیده بود و می‏دانست به گفته‏ها و بیعتشان با مسلم نمی‏توان اعتماد كرد، و لیكن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصمیم گرفت كه به سوى كوفه حركت كند.با این حال تا هشتم ذیحجه، یعنى روزى كه همه مردم مكه عازم رفتن به منى بودند(18) و هر كس در راه مكه جا مانده بود با عجله تمام می‏خواست خود را به مكه برساند، آن حضرت در مكه ماند و در چنین روزى با اهل‏بیت و یاران خود، از مكه به طرف عراق خارج شد و با این كار هم به وظیفه خویش عمل كرد و هم به مسلمانان جهان فهماند كه پسر پیغمبر امت، یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نكرده، بلكه علیه او قیام كرده است.

یزید كه حركت مسلم را به سوى كوفه دریافته و از بیعت كوفیان با او آگاه شده بود، ابن زیاد را (كه از پلیدترین یاران یزید و از كثیفترین طرفداران حكومت بنى‏امیه بود) به كوفه فرستاد. ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویى و‏ترس مردم كوفه استفاده نمود و با تهدید و ارعاب، آنان را از دور و بر مسلم پراكنده ساخت، و مسلم به تنهایى با عمال ابن زیاد به نبرد پرداخت، و پس از جنگى دلاورانه و شگفت، با شجاعت شهید شد. (سلام خدا بر او باد). و ابن‏زیاد جامعه دورو و خیانتكار و بی‏ایمان كوفه را علیه امام حسین(ع) برانگیخت، و كار به جایى رسید كه عده‏اى از همان كسانى كه براى امام(ع) دعوتنامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام حسین(ع) از راه برسد و به قتلش برسانند.

امام حسین(ع) از همان شبى كه از مدینه بیرون آمد، و در تمام مدتى كه در مكه اقامت گزید، و در طول راه مكه به كربلا، تا هنگام شهادت، گاهى به‏اشاره، گاهى به صراحت، اعلان میداشت كه: مقصود من از حركت، رسوا ساختن حكومت ضد اسلامى یزید و برپاداشتن امر به معروف و نهى از منكر و ایستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است و جز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدى هدفى ندارم. و این مأموریتى بود كه خداوند به او واگذار نموده بود، حتى اگر به كشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیرى خانواده‏اش اتمام پذیرد.

رسول گرامى(ص) و امیرمؤمنان(ع) و حسن بن على(ع) پیشوایان پیشین اسلام، شهادت امام حسین(ع) را بارها بیان فرموده بودند. حتى در هنگام ولادت امام حسین(ع)، رسول گرانمایه اسلام(ص) شهادتش را تذكر داده بود.(19) و خود امام حسین(ع) به علم امامت می‏دانست كه آخر این سفر به شهادتش می‏انجامد، ولى او كسى نبود كه در برابر دستور آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد، یا از اسارت خانواده‏اش واهمه‏اى به دل راه دهد. او آن كس بود كه بلا را و شهادت را سعادت می‏پنداشت.

خبر شهادت حسین(ع) در كربلا به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بود كه عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند. چون جسته و گریخته، از رسول الله(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن بن على(ع) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدین‏سان حركت امام حسین(ع) با آن درگیری‏ها و ناراحتی‏ها احتمال كشته شدنش را در اذهان عامه تشدید كرد. به ویژه كه خود در طول راه می‏فرمود: «من كان باذلا فینا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فلیرحل معنا».(20) هر كس حاضر است در راه ما از جان خویش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد، همراه ما بیاید. و لذا در بعضى از دوستان این توهم پیش آمد كه حضرتش را از این سفر منصرف سازند، غافل از این كه فرزند على بن ابى‏طالب(ع) امام و جانشین پیامبر، و از دیگران به وظیفه خویش آگاه‏تر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده او نهاده، دست نخواهد كشید.

بارى امام حسین(ع) با همه این افكار و نظریه‏ها كه اطرافش را گرفته بود به راه خویش ادامه داد و كوچكترین خللى در تصمیمش راه نیافت. سرانجام  رفت، و شهادت را دریافت. نه خود تنها، بلكه با اصحاب و فرزندان كه هر یك ستاره‏اى درخشان در افق اسلام بودند، رفتند و كشته شدند، و خون‏هایشان شن‏هاى گرم دشت كربلا را لاله باران كرد تا جامعه مسلمانان بفهمد یزید (باقیمانده بسترهاى گناه آلود خاندان امیه) جانشین رسول خدا نیست، و اساسا اسلام از بنى‏امیه و بنى‏امیه از اسلام جداست.

راستى هرگز اندیشیده‏اید اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرین حسین(ع) به وقوع نمی‏پیوست و مردم یزید را خلیفه پیغمبر(ص) می‏دانستند، و آن گاه اخبار دربار یزید و شهوت‏رانی‏هاى او و عمالش را می‏شنیدند، چقدر از اسلام متنفر می‏شدند، زیرا اسلامى كه خلیفه پیغمبرش یزید باشد، به راستى نیز تنفرآور است... و خاندان پاك حضرت امام حسین(ع) نیز اسیر شدند تا آخرین رسالت این شهادت رابه گوش مردم برسانند. و شنیدیم و خواندیم كه در شهرها، در بازارها، در مسجدها، در بارگاه متعفن پسر زیاد و دربار نكبت‏بار یزید، هماره و همه جا دهان گشودند وفریاد زدند، و پرده زیباى فریب را از چهره زشت و جنایتكار جیره خواران بنى امیه برداشتند و ثابت كردند كه یزید سگباز وشرابخوار است، هرگز لیاقت خلافت ندارد و این اریكه‏اى كه او بر آن تكیه زده جایگاه او نیست. سخنانشان رسالت شهادت حسینى را تكمیل كرد، طوفانى در جانها برانگیختند، چنان كه نام یزید تا همیشه مترادف با هر پستى و رذالت و دنائت گردید و همه آرزوهاى طلایى و شیطانیش چون نقش بر آب گشت.

نگرشى ژرف می‏خواهد تا بتوان بر همه ابعاد این شهادت عظیم و پرنتیجه دست یافت. از همان اوان شهادتش تاكنون، دوستان و شیعیانش، و همه آنان كه به شرافت و عظمت انسان ارج می‏گذارند، همه ساله سالروز به خون غلطیدنش را، سالروز قیام و شهادتش را با سیاهپوشى و عزادارى محترم می‏شمارند، و خلوص خویش را با گریه بر مصایب آن بزرگوار ابراز می‏دارند. پیشوایان معصوم ما، هماره به واقعه كربلا و به زنده داشتن آن عنایتى خاصداشتند. غیر از این كه خود به زیارت مرقدش می‏شتافتند و عزایش را بر پا می‏داشتند، در فضیلت عزادارى و محزون بودن براى آن بزرگوار، گفتارهاى متعددى ایراد فرموده‏اند.

ابوعماره گوید: روزى به حضور امام ششم، صادق آل‏محمد(ع) رسیدم، فرمود اشعارى در سوگوارى حسین براى ما بخوان. وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گریه حضرت برخاست، من می‏خواندم و آن عزیز می‏گریست، چندان كه صداى گریه از خانه برخاست. بعد از آن كه ‏اشعار را تمام كردم، امام(ع) در فضلیت و ثواب مرثیه و گریاندن مردم بر امام حسین(ع) مطالبى بیان فرمود.(21)

نیز از آن جناب است كه فرمود: گریستن و بی‏تابى كردن در هیچ مصیبتى شایسته نیست مگر در مصیبت حسین بن على، كه ثواب و جزایى گرانمایه دارد.(22)

باقرالعلوم، امام پنجم(ع) به محمد بن مسلم كه یكى از اصحاب بزرگ او است فرمود: به شیعیان ما بگویید كه به زیارت مرقد حسین بروند، زیرا بر هر شخص باایمانى كه به امامت ما معترف است، زیارت قبر اباعبدالله لازم می‏باشد.(23)

امام صادق(ع) می‏فرماید: «إن زیارة الحسین علیه‏السلام افضل ما یكون من الاعمال» همانا زیارت حسین(ع) از هر عمل پسندیده‏اى ارزش و فضیلتش بیشتر است.(24) زیرا كه این زیارت در حقیقت مدرسه بزرگ و عظیم است كه به جهانیان درس ایمان و عمل صالح می‏دهد و گویى روح را به سوى ملكوت خوبی‏ها و پاكدامنی‏ها و فداكاری‏ها پرواز می‏دهد.

هر چند عزادارى و گریه بر مصایب حسین بن على(ع)، و مشرف شدن به زیارت قبرش و بازنمایاندن تاریخ پرشكوه و حماسه‏ساز كربلایش ارزش و معیارى والا دارد، لكن باید دانست كه نباید تنها به این زیارت‏ها و گریه‏ها و غم گساریدن اكتفا كرد، بلكه همه این تظاهرات، فلسفه دیندارى، فداكارى و حمایت از قوانین آسمانى را به ما گوشزد می‏نماید، و هدف هم جز این نیست، و نیاز بزرگ ما از درگاه حسینى آموختن انسانیت و خالى بودن دل از هر چه غیر از خداست می‏باشد، و گرنه اگر فقط به صورت ظاهر قضیه بپردازیم، هدف مقدس حسینى به فراموشى می‏گراید.

3 – از عاشورا چه درسی باید گرفت؟  

نسل امروز و آینده هنوز تشنه فضیلت و عدالت است و به دلیل سرخوردگى از تباهى‏ها به‏دنبال آرمان شهر اسلامى مى‏گردد. اینان به نیرومندى و توانایى خویش براى به دست آوردن دنیایى بهتر و در نتیجه ‏رستاخیزى مطلوب مى‏اندیشد. جوان امروز در تلاش است تا از فرهنگ و ارزش‏هاى اسلامى انسانى‏به صورت بهینه بهره گیرد. این تفكر حیاتى‏ترین، اندیشه‏اى است كه مى‏تواند به‏بالندگى جامعه جوان امروز و آینده مدد رساند.

شجاعت‏ سیدالشهداء علیه‏السلام نه تنها همان زور بازو و قدرت و قوت بدنى و علم و آگاهى آن‏ حضرت به آئین جنگ و نبرد و مدیریت و فرماندهى و به خاك انداختن دلیران و دلاوران صحنه كارزار بود، بلكه تمام اینها از روح قوى و خصیت ‏بلند و حیات ‏اعتقادى و اسلامى او نشات مى‏گرفت. وقتى از او مى‏پرسند از پیامبر حدیثى كه خودت شنیده باشى نقل كن، مى‏فرماید: « ان الله یحب معالى الامور و یبغض سفسافها » خداوند كارهاى بلند و گرامى را دوست مى‏دارد و كارهاى پست و زبون را دشمن مى‏دارد.

در این روایت امام حسین(ع) كه از جد بزرگوارش نقل مى‏كند، معلوم مى‏شود روح بلند امام با امور پست جسمى سر و كار ندارد، سر و كارش با معانى عالى و بلند و باعظمت است. از دیدگاه اسلام همه حماسه‏هاى نژادى و قومى مذموم است و آن حماسه‏اى در اسلام ‏ممدوح و پسندیده است كه بر اساس عزت نفس، كرامت نفس، آزاد منشى و استقلال‏ فرهنگى و اعتقاد دینى باشد و ننگ و ذلت و انحطاط و پستى را تحمل ننماید.

4 - رمز پیروزی حسین(ع) چه بود؟

سیدالشهدا با الهام از آیات حماسى قرآن هم چون آیه شریفه «لله العزه ولرسوله و للمومنین‏» و آیه «لن یجعل الله للكافرین على المومنین سبیلا» و بااستفاده از زندگى حماسى و سیره عملى رسول خدا(ص) و امیرالمومنین علیه‏السلام ‏و حماسه‏هاى زهراى اطهر و امام حسن مجتبى(ع) به احیاى انسان‏هاى مرده زمان ‏پرداخت و شخصیت معنوى مسلمانان را بیدار كرد و اسلام را تجدید حیات بخشید و درملت اسلام در تمامى قرون و اعصار حماسه و غیرت ایجاد كرد، حمیت و شجاعت و سلحشورى به وجود آورد و براى تمام نهضت‏ها و انقلاب‏هاى دنیا سوژه و سرمایه‏ بى‏نظیرى شد و به آنها آموخت كه‏ترس‏ها، زبونى‏ها، بردگى‏ها، چاپلوسى‏ها، بیگانه‏پرستى‏ها، همه و همه مولود از دست دادن خوى فطرى و شخصیت انسانى است.

به خاطر همان تعالیم عاشورایى است كه هنوز شعارهاى حماسى و پیام‏هاى بلند آن به گوش اهل دل مى‏رسد كه مى‏فرمود: «الموت اولى من ركوب العار و العار اولى من دخول النار انا الحسین بن على آلیت ان لا انثنى حتى عیالات ابى امضى على دین النبى»، مرگ بهتر از پذیرفتن ننگ است و پذیرفتن ننگ بهتر از قبول آتش سوزان جهنم است. ‏من حسین فرزند على هستم، سوگند یاد كرده‏ام كه در مقابل دشمن سرفرود نیاورم. من از اهل و عیال پدرم حمایت مى‏كنم و در راه آئین پیامبر كشته مى‏شوم.

روحیه‏ حماسى است كه باعث مى‏شود انبیاء الهى براى اجراى عدالت اجتماعى كوچكترین سازشى‏با مترفین و كفار نداشته باشند.

همین حماسه‏هاى صادقانه و مخلصانه بود كه یك جاذبه واقعى و حقیقى در قلوب مردم ‏مومن جهان ایجاد كرد كه حرارت و سوزش آن هرگز به سردى نمى‏گراید و در زیر این‏آسمان كبود نمى‏توان نهضت و انقلاب اصلاحى را پیدا كرد كه با حماسه‏هاى جاوید عاشورا آشنا نباشد.

5 - الگو گیری تاریخ ازواقعه عاشورا

تاریخ اسلام و شخصیت‌های برجسته اسلامی نیز برای مسلمانان در همه دوره‌ها الگو بوده است و تعالیم دین ما و اولیاء مكتب نیز توصیه كرده‌اند كه از نمونه‌های متعالی و برجسته در زمینه‌های اخلاق و كمال، سرمشق بگیریم. در میان حوادث تاریخ، «عاشورا» و «شهدای كربلا» از ویژگی خاصّی برخوردارند و صحنه صحنه این حماسه ماندگار و تك‌تك حماسه‌آفرینان عاشورا، الگوی انسان‌های حق‌طلب و ظلم‌ستیز بوده و خواهد بود، همچنان كه «اهل‌بیت(ع)» بصورت عام‌تر، در زندگی و مرگ، در اخلاق و جهاد، در كمالات انسانی و چگونه زیستن و چگونه مردن، برای ما سرمشق‌اند. از خواسته‌های ماست كه حیات و ممات ما چون زندگی و مرگ محمد و آل محمّد باشد: «اَللهُمَّ اجْعَلْ مَحْیای مَحْیا مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتی مَماتَ محمّدٍ وَ آلِ مَحَمَّدٍ»

امام حسین ـ علیه‏السلام ـ حركت خویش را در مبارزه با طاغوت عصر خودش، برای مردم دیگر سرمشق می‌داند و می‌فرماید: «فَلَكُمْ فی اُسوَةٌ» نهضت عاشورا، الهام گرفتة از راه انبیا، و مبارزات حق‏جویان تاریخ و در همان راستاست. استشهادی كه امام حسین(ع) به كار پیشینیان می‌كند، نشان‌دهندة این الگوگیری است. هنگامی كه حضرت می‌خواست از مدینه خارج شود، این آیه را می‌خواند: «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظّالِمینَ»، قبل از حركت نیز در وصیتنامه‌ای كه به برادرش محمد حنفیه نوشت و مبنا و هدف و انگیزه خروج را بیان كرد، از جمله تكیه آن حضرت بر عمل به سیره جدّ و پدرش و پیمودن همان راه بود و نهضت خود را در همان خطّ سیر معرفی كرد: «وَ اَسیرَ بِسیرَةِ جَدّی و اَبی عَلِی بْنِ اَبی طالِبٍ» و سیره پیامبر و علی(ع) را الگوی خویش در این مبارزه با ظلم و منكر دانست. این شیوه، تضمینی بر درستی راه و انتخاب است كه انسان مبارز، از اولیای دین و معصومین الگو بگیرد و برای كار خود حجّت شرعی داشته باشد. در سخنی دیگر، آن حضرت فرموده است: «وَلی وَ لَهُمْ و لِكُلِّ مُسلمٍ بِرَسُولِ اللهِ اُسْوَة» و پیامبر اكرم(ص)را اسوه خود و هر مسلمان دیگر قلمداد كرده است. پیامبر اكرم(ص)، دو فرزندش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را «امام» معرفی كرده است، چه قیام كنند، چه بنشینند: «اِبْنای هذا اِمامانِ، قاما اَوْ قَعَدا» پس از قیام عاشورا نیز در همان خطّ امام و اسوه و الگو بودن امام حسین(ع) بود و عمل آن حضرت برای امّت می‌توانست سرمشق و سرخط باشد و مبنای مشاركت پیروان امامت در مبارزه با حكومت یزیدی باشد، مبارزه‌ای كه ریشه در جهاد همه پیامبران ربانی و همة جهادهای مقدّس مسلمانان صدر اسلام در ركاب حضرت رسالت داشت.

در تاریخ اسلام نیز، بسیاری از قیام‌های ضد ستم و نهضت‌های آزادی‌بخش، با الهام از حركت عزت‌آفرین عاشورا شكل گرفت و به ثمر رسید. حتّی مبارزات استقلال‌طلبانه هند به رهبری «مهاتما گاندی»، ثمره این الگوگیری بود؛ همچنانكه خود گاندی گفته است: من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‌ام و توجه كافی به صفحات كربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد یك كشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین(ع) پیروی كند.

قائد اعظم پاكستان، «محمدعلی جناح» نیز گفته است: هیچ نمونه‌ای از شجاعت، بهتر از آن‌كه امام حسین(ع) از لحاظ فداكاری و تهور نشان داد، در عالم پیدا نمی‌شود. به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی كه خود را در سرزمین عراق قربانی كرد، پیروی نمایند.

بارزترین نمونه آن، انقلاب اسلامی ایران بود كه درس‌ها و الگوهای عاشورا، قوی‌ترین دستمایه جهاد مردم بر ضد طاغوت و دفاع رزمندگان در جبهه نبرد هشت‏ساله به شمار می‌رفت. نبرد و شهادت مظلومانه برای رسوا ساختن ظالم، عمل به تكلیف در شدیدترین حالات تنهایی و بی‌یاوری، رها نكردن هدف حتی با كمبود نفرات و شهادت یاران، همه و همه از ثمرات الگوگیری از عاشورا بود.

6 - بزرگان تاریخ و اذعان به بزرگی سیدالشهداء

نهضت امام حسین(ع) از نادرترین رخدادهایى است كه تفكر انسانها را به خود معطوف داشته و در تاریخ اسلام، ارزش والایى دارد. شهادت حسین بن على(ع) حیات تازه‏اى به اسلام بخشید، خون‏ها رابه جوش آورد و تن‏ها را از رخوت خارج ساخت. امام حسین(ع) باحركت قهرمانانه خود، روح مردم مسلمان را زنده کرد.

آنچه امت اسلامى از زمان وقوع این حادثه عظیم تا امروز بر آن ‏متفق است، این است كه انقلاب كربلا هیبت و ابهت اسلام را كه به‏علت‏ حاكمیت فرمانروایان ضعیف النفس و تحقیر ارزشها و مقدسات ‏دینى رو به افول گذارده بود، احیا كرد. حركت امام حسین(ع)،حركتى است مستمر براى همه نسلها و همه عصرها.

بسیاری از بزرگان سیاست و علم درباره عاشورا اظهار نظر کرده‏اند. از آن جمله‏اند:

«ماهاتما گاندی» (رهبر استقلال هند): من زندگی امام حسین(ع)، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خواندم و توجه كافی به صفحات كربلا نمودم. بر من روشن است كه اگر هندوستان بخواهد یك كشور پیروز گردد، باید از سرمشق امام حسین(ع) پیروی كند.

«محمدعلی جناح» (بنیان‏گذار جمهوری اسلامی پاكستان): هیچ نمونه‏ای از شجاعت، بهتر از آنكه امام حسین(ع) از لحاظ فداكاری و تهور نشان داد، در عالم پیدا نمی‏شود. به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی كه خود را در سرزمین عراق قربانی كرد، پیروی نمایند.

«چارلز دیكنز» (نویسنده معروف انگلیسی): اگر منظور امام حسین(ع) جنگ در راه خواسته‏های دنیایی بود، من نمی‏فهمیدم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حكم می‏نماید كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاری خویش را انجام داد.

«توماس كارلایل» (فیلسوف و مورخ انگلیسی): بهترین درسی كه از‏ تراژدی كربلا می‏گیریم، این است كه حسین(ع) و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند. تفوق عددی در جایی كه حق با باطل روبرو می‏شود و پیروزی حسین(ع) با وجود اقلّیتی كه داشت، باعث شگفتی من است.

«ادوارد براون» (مستشرق معروف انگلیسی): آیا قلبی پیدا می‏شود كه وقتی درباره كربلا سخن می‏شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمی‏توانند پاكی روحی را كه در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت، انكار كنند.

«فردریك جیمس»: درس امام حسین(ع) و هر قهرمان شهید دیگری این است كه در دنیا اصول ابدی وجود دارد كه تغییر ناپذیرند. همچنین می‏رساند هر گاه كسی برای این صفات مقاومت كند و در راه آن پافشاری نماید، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند.

«ل. م.بوید»: طی قرون، افراد بشر همیشه جرأت و پردلی و عظمت روح، بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته‏اند و در همین‏هاست كه آزادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمی‏شود. این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین(ع).

«واشنگتن ایروینگ» (مورخ مشهور آمریكایی): برای امام حسین(ع) ممكن بود كه زندگی خود را با تسلیم شدن در برابر اراده یزید نجات بخشد، لیكن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی‏داد كه او یزید را به عنوان خلافت بشناسد. او به زودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی‏امیه آماده ساخت. در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشك و در ریگ‏های تفتیده، روح حسین(ع) فناناپذیر است.

این انقلاب تنها انقلابى است كه اگر كلیه صحنه‏هایش چنان كه ‏بوده، تصویر شود، هیچ‏كس نمى‏تواند از بروز احساسها و عواطف ‏فطرى‏اش جلوگیرى كند؛ زیرا این فاجعه به قول شافعى دنیا را لرزانده و نزدیك است قله كوه‏ها را آب كند.

«شوكانى» در كتاب "نیل الاوطار" در رد بعضى از سخنوران دربارى مى‏گوید: به تحقیق، عده‏اى از اهل ‏علم افراط ورزیده، چنان حكم كردند كه حسین(ع) نوه پیامبر كه خداوند از او راضى باشد، نافرمانى ‏یك آدم دائم‏الخمر را كرده و حرمت ‏شریعت ‏یزید بن معاویه را هتك ‏كرده است. خداوند لعنتشان كند، چه سخنان عجیبى كه از شنیدن ‏آنها مو بر بدن انسان راست مى‏گردد.

«تفتازانى» در كتاب "شرح العقاید" مى‏نویسد: حقیقت این است كه رضایت‏ یزید به قتل حسین(ع) و شاد شدن او بدان خبر و اهانت كردنش به اهل‏بیت پیامبر(ص) از اخبارى است كه ‏در معنى متواتر است؛ هر چند تفاصیل آن متواتر نیست. درباره ‏مقام یزید بلكه درباره ایمان او كه لعنت ‏خدا بر او و یارانش‏ باد، توافقى نداریم.

«جاحظ» مى‏گوید: منكراتى كه یزید انجام داد، یعنى قتل حسین(ع) و به اسارت گرفتن زن و فرزند او و ‏ترساندن اهل مدینه و منهدم‏ ساختن كعبه، همه اینها بر فسق و قساوت و كینه و نفاق و خروج از ایمان او دلالت مى‏كند.

«ابن حجر هیثمى مكى» در كتاب "الصواعق المحرقه‏" مى‏نویسد: پسر امام حنبل در مورد لعن یزید از وى پرسید. احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود كسى كه خداوند او را در قرآن لعن كرده است؟

آنجا كه مى‏فرماید: «فهل عسیتم ان تولیتم ان تفسدوا فى الارض و تقطعوا ارحامكم‏ اولئك الذین لعنهم ‏الله‏» و چه مفاسدى و قطع رحمى از آنچه یزید انجام داد، بالاتر است؟

«عبدالرزاق مقرم» در كتاب "مقتل الحسین‏" مى‏گوید: به تحقیق‏ گروهى از علما از جمله «قاضى ابوعلى» و «حافظ ابن الجوزى» و «تفتازانى» و «سیوطى» در مورد كفر یزید نظر قطعى داده‏اند و با صداقت تمام لعن او را جایز شمرده‏اند.

مولف كتاب "شذرات الذهب‏" مى‏نویسد: در مورد لعن یزید، «احمد بن حنبل» دو قول دارد كه در یكى تلویح و در دیگرى تصریح به لعن ‏او مى‏كند. «مالك» و «ابوحنیفه» نیز هر كدام هم ‏تلویحا و هم تصریحا یزید را لعنت كرده‏اند و به راستى چرا این‏گونه نباشد و حال ‏آنكه او فردى قمارباز و دائم‏الخمر بود.

شیخ «محمد عبده» مى‏گوید: هنگامى كه در دنیا حكومت عادلى وجود دارد كه هدف آن اقامه شرع و حدود الهى است و در برابر آن‏ حكومتى ستمگر است كه مى‏خواهد حكومت عدل را تعطیل كند، بر هر فرد مسلمانى كمك كردن به حكومت عدل واجب است و از همین باب است ‏انقلاب امام حسین كه در برابر حكومت ‏یزید كه خدا او را خوار كند، ایستاد.

7 – عاشورا  ؛ آمیزه‏ای از کمال عشق و عقل و تدبیر

امام حسین(علیه‏السلام) از تمامی علل و اسبابی که باید به طور طبیعی در نهضت مقدسش به کار گیرد، بهره جست و ثابت کرد که گرچه قیامش به شهادت او منجر می‏شود، امّا در مقابله با دشمنان جبهه‏ی حق، حتی در یک رویارویی نابرابر، به کار بردن تدابیر عقلی و سازمان یافته از مهمات کار است، که در این رابطه می‏توان به موارد متعددی مثل تدابیر نظامی ‏امام(ع) اشاره کرد.

از سوی دیگر امام(ع) در تجربه‏ای گران‏مایه نشان دادند که عشق و امید به عطایِ پروردگار، ناملایمات را به گونه‏ی زیبایی آسان خواهد ساخت. بنابراین در «دعای عرفه» می‏فرمایند: «الهی ان اختلاف تدبیرک و سرعة طواء مقادیرک منعاً عبادک العارفین بک عن السکون الی عطاء و الیأس منک فی بلاء».

ای خدای من ! اختلاف تدبیر و سرعت درهم پیچیدن سرنوشت‏ها با مشیّت پیروز تو، بندگان عارفت را از تکیه به عطای موجود و از ناگواری‏ها باز می‏دارد(25)

و در فراز دیگری از همین دعا می‏فرمایند: و اقمنی بصدق العبودیة بین یدیک

و مرا به صدق بندگی، در کوی جلال و جمالت مقیم فرما(26)

پی‏نوشت‏ها:

(1) در سال و ماه و روز ولادت امام حسین(ع) اقوال دیگرى هم گفته شده است، ولى ما قول مشهور بین شیعه را نقل كردیم. ر. به. ك. اعلام الورى طبرسى، ص213

(2) احتمال دارد منظور از اسما، دختر یزید بن سكن انصارى باشد. ر. به. ك. اعیان الشیعه، جزء 11، ص167

(3) امالى شیخ طوسى، ج 1، ص377

(4) شبر بر وزن حسن، و شبیر بر وزن حسین، و مبشر بر وزن محسن، نام پسران ‏هارون بوده است و پیغمبر اسلام(ص) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام نامیده است - تاج العروس، ج 3، ص389، این سه كلمه در زبان عبرى همان معنى رادارد كه حسن و حسین و محسن در زبان عربى دارد - لسان العرب، ج 66، ص60

(5) معانى الاخبار، ص57

(6) در منابع اسلامى درباره عقیقه سفارش فراوان شده و براى سلامتى فرزند بسیار مؤثر دانسته شده است. ر. به. ك. وسائل الشیعه، ج 15، ص143 به بعد

(7) كافى، ج 6، ص33

(8) مقتل خوارزمى، ج 1، ص146 - كمال الدین صدوق، ص152

(9) سنن ‏ترمذى، ج 5، ص323

(10) ذخائر العقبى، ص122

(11) الاصابه، ج 11، ص30

(12) سنن‏ترمذى، ج 5، ص324 - در این قسمت روایاتى كه در كتابهاى اهل‏تسنن آمده است نقل شد تا براى آنها هم سندیت داشته باشد

(13) الاصابه، ج 1، ص333. آن طور كه بعضى ازمورخین گفتهاند این موضوعتقریبا در سن ده سالگى امام حسین(ع) اتفاق افتاده است

(14) تذكرة الخواصابن جوزى، ص34

(15) ارشاد مفید، ص173

(16) رجال كشى، ص94 - كشف الغمة، ج 2، ص206

(17) مقتل خوارزمى، ج 1، ص184 - لهوف، ص20

(18) روز هشتم ماه ذیحجه مستحب است كه حاجیها به منى بروند، و در آن زمان به این حكم استحبابى عمل می‏كردند، ولى در زمان ما مرسوم شده است كه از روز هشتم یكسره به عرفات می‏روند

(19) كامل الزیارات، ص68 به بعد - مشیر الاحزان، ص9

(20) لهوف، ص53

(21) كامل الزیارات، ص105

(22) همان، ص101

(23) همان، ص121

(24) همان، ص147

(25) امام حسین(ع): دعای عرفه، نشر مشعر

(26) همان


برچسب‌ها: ظهر عاشورا
[ سه شنبه هفتم شهریور 1391 ] [ 14:58 ] [ سلمان ]
برگزيده‎اي از دعاي امام حسين عليه السلام در عرفه


1ـ ستايش حق تعالي:
ستايش سزاوار خداوندي است كه كس نتواند از فرمان قضايش سرپيچد و مانعي نيست كه وي را از اعطاي عطايا، باز دارد. و صنعت هيچ صنعتگري به پاي صنعت او نرسد. بخشنده بي‎دريغ است. اوست كه بدايع خلقت را به سرشت و صنايع گوناگون وجود را با حكمت خويش استوار ساخت... .

2 - تجديد عهد و ميثاق با خدا:
پروردگارا به سوي تو روي آورم. و به ربوبيت تو گواهي دهم. و اعتراف كنم كه تو تربيت كننده و پرورنده مني. و بازگشتم به سوي توست. مرا با نعمت آغاز فرمودي قبل از اين كه چيز قابل ذكري باشم... .

3ـ خود شناسي:
و قبل از هدايت مرا با صنع زيبايت مورد رأفت و نعمت‎هاي بي‎كرانت قرار دادي. آفرينشم را از قطره آبي روان پديد آوردي. و در تاريكي‎هاي سه‎گانه جنيني سكونتم دادي: ميان خون و گوشت و پوست. و مرا شاهد آفرينش خويش نگرداندي و هيچ‎يك از امورم را به خودم وانگذاشتي... .


برچسب‌ها: عاشقانه, عارفانه, عرفات, امام حسین, دعای عرفه
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 ] [ 14:25 ] [ سلمان ]


از همه دوستان موج الحیدری تشکر میکنم

مهدی مسعودی.مسعود دانی. حمید هاشمی.مهدی صراف و دیگر دوستان 

 

 


برچسب‌ها: مهدی آذین, Mehdi Azin, مجید جهانی, Majid Jahani
[ یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391 ] [ 14:10 ] [ سلمان ]
«انا اعطيناک الکوثر فصل لربک و انحر. ان شانئک هو الابتر»

نخستين مظهر و نشانه‏ي کوثر که بر دامان پاک فاطمه‏ي اطهر (سلام الله عليها) پا به عرصه‏ي گيتي نهاد امام حسن عليه السلام بود. نشانه‏اي از تجلي مقدس‏ترين پديده‏اي که از خجسته‏ترين پيوند برين انساني، نصيب حضرت محمد صلي الله عليه و آله، علي مرتضي عليه السلام و فاطمه زهرا (سلام الله عليها) گرديد. همان لؤلؤي که از برزخ دو اقيانوس نبوت و امامت‏به ظهور پيوست ومعجزه‏ي بزرگ «مرج البحرين يلتقيان، بينهما برزخ لا يبغيان، يخرج منهما اللؤلوء والمرجان‏» . (1) را تجسم بخشيد و کلام خدا در کلمه‏ي وجود چنين ظاهر شد. از نيايي الهام گير و پدري پيشوا، وارثي برخاکيان و جلوه‏اي برافلاکيان پديد آمد با وراثتي ابراهيمي، مقصدي محمدي، منهجي علوي، زهره‏اي زهرايي که عصاي فرعون کوب موسي را در دست صلح آفرين عيسوي داشت و تنديس زنده‏ي اخلاق قرآن بود و رايت جاودانگي اسلامي را در زندگي توام با مجاهده و شکيبايي تضمين کرد و بقاع امن و ايمان را به ابديت در بقيع شهادت بر افراشت و مکتبش از خاک گرم مدينه به همه سوي جهان جهت‏يافت و با همه‏ي مظلوميتش در برابر سياهي و تباهي جبهه گرفت و به حقيقت اصالت‏بخشيد و مشعلدار گمراهان و زعيم ره يافتگان گرديد. حضرتش در بقيع بي بقعه; در جوار جده‏ي پدريش فاطمه بنت اسد، برادر زاده نازنينش امام سجاد عليه السلام و مضجع امام باقر و امام صادق عليهما السلام آرميده است. (2)



برچسب‌ها: امام حسن مجتبی
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیستم تیر 1391 ] [ 13:21 ] [ سلمان ]
تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى ...

(نداى آسمانى)

على عليه السلام پس از خاتمه جنگ نهروان و بازگشت بكوفه در صدد حمله بشام بر آمد و حكام ايالات نيز در اجراى فرمان آنحضرت تا حد امكان به بسيج پرداخته و گروههاى تجهيز شده را بخدمت وى اعزام داشتند.



برچسب‌ها: امام علی, امام رئوف, حضرت علی
ادامه مطلب
[ شنبه هفدهم تیر 1391 ] [ 17:14 ] [ سلمان ]
 

موج الحیدر را به خاطر بسپارید

شیعه مظهر اقتدار


برچسب‌ها: موج الحیدر
[ شنبه سوم تیر 1391 ] [ 13:22 ] [ سلمان ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

با سلام هدف از راه اندازی این وبلاگ در اختیار گذاشتن مطالب ونکته های مهم و ارتباط مستقیم با این بنده حقیر می باشد لطفا از پروفایل دیدن به عمل آورید
امکانات وب